پل میان زنجیره ای چیست؟

پل های میان زنجیره ای قابلیت ایجاد تعامل و ارتباط بین طیف وسیعی از شبکه های مختلف، شامل بلاکچین های مادر و زنجیره های فرزند را ایجاد می کنند.

نوشته شده در مفاهیم تخصصی 16 دقیقه مدت مطالعه · >
پل میان زنجیره ای

پل های میان زنجیره ای (cross chain bridge) قابلیت ایجاد تعامل و ارتباط بین طیف وسیعی از شبکه های مختلف را ایجاد می کنند. با گذشت زمان، دیفای به یکی از جذاب ترین، سازگارترین و هیجان انگیزترین بخش های دنیای دارایی های دیجیتال تبدیل شده است. اکوسیستم دیفای رشد تصاعدی و چشمگیری را تجربه کرده و در حال به چالش کشیدن فناوری های سنتی است. همچنین تلاش می کند تا درک و دیدگاه افراد نسبت به موضوع “ارزش” را متحول کند. حال نقش پل های میان زنجیره ای در این فضا چیست؟

در طول تاریخچه توسعه های فناوری بلاکچین، اپلیکیشن های مالی مختلفی همراه با خدمات، دارایی های رمز ارزی و زیرساخت های جایگزین ساخته شده اند. صنعت بلاکچین در معرفی نوآوری های حوزه فناوری در دهه گذشته به شکل چشمگیری عمل کرده است. با این وجود، طراحی آن تا به امروز همچنان ایزوله و محدود باقی مانده است.

بلاکچین های عمومی، مثل بیت کوین و اتریوم، به عنوان دفترکل دیجیتال ساخته شده و همگی متن باز و شفاف هستند. با اینکه داده های درون زنجیره ای (درون بلاکچینی) شفاف هستند، اما زیرساخت های بلاکچینی اساسا به شکل یک اکوسیستم مستقل و واحد طراحی شده اند.

البته این موضوع بی دلیل نیست. چون یکی از ویژگی های حیاتی فناوری بلاکچین، توانایی آن در حفظ امنیت شبکه است. در واقع، فقط ماینرهایی اجازه اعتبارسنجی و نوشتن تراکنش ها در بلاکچین را دارند که از قوانین هر شبکه پیروی کنند. بدین شکل، امنیت و دقت دفترکل که وابسته به مکانیزم اجماع است، حفظ می شود.

زندان بلاکچین

با اینکه این سیستم بهینه است، اما ایزوله بودن بلاکچین مانعی در برابر رشد و گسترش اکوسیستم دیفای می باشد. یعنی اعضای دیفای در یک شبکه بسته و واحد قفل می شوند. در حالی که کاربران باید این اجازه را داشته باشند که به فرصت های بسیار بیشتری دسترسی پیدا کنند.

در زمانی که ترکیب لِگو مانند اپلیکیشن های غیر متمرکز در دیفای در حال تغییر چهره زیرساخت های مالی است، نیاز بلاکچین های مستقل به ایجاد ارتباط با یکدیگر بیش از پیش احساس می شود.

پروژه هایی همچون پولکادات، کوزاما، آوالانچ و کازماس در حال دست و پنجه نرم کردن با مفهوم تعامل پذیری میان زنجیره ای و ترکیب پذیری شبکه هستند. کاربران نیز علاقه خاصی به انتقال دارایی بین زنجیره ها، استفاده تعامل پذیر از اپلیکیشن ها و بهره گیری از دیگر سرویس های دیفای دارند. در نتیجه، بنظر می رسد تقاضا برای ایجاد ارتباط بین بلاکچین ها بسیار گسترده باشد. اما با ایزوله بودن بلاکچین ها، این امر چگونه ممکن است؟ یکی از بهترین راهکارها برای رسیدن به این هدف، بهره گیری از پل های میان زنجیره ای است.

درباره پل میان زنجیره ای یاهمان کراس چین

پل های میان زنجیره ای (cross chain bridge) قابلیت ایجاد تعامل و ارتباط بین طیف وسیعی از شبکه های مختلف را ایجاد می کنند. (مثل بیت کوین و اتریوم). این تعامل، بین بلاکچین مادر و زنجیره های فرزند نیز قابل ساخت است. از زنجیره فرزند با نام “ساید چین” یا زنجیره جانبی نیز یاد می شود. این زنجیره می تواند تحت قوانین مختلف اجماع فعالیت کند، یا می تواند امنیت خود را از بلاکچین مادر تامین کند. (پاراچین های پولکادات و کوزاما از روش دوم بهره می گیرند).

پل های میان زنجیره ای امکان انتقال دارایی، توکن، داده یا حتی دستورات قرارداد هوشمند بین چند زنجیره یا پلتفرم را ایجاد کرده و اختیاراتی را بر عهده کاربران قرار می دهند:

  • استفاده از دارایی های دیجیتال یک بلاکچین در اپلیکیشن های بلاکچین دیگر.
  • تراکنش سریع و ارزان توکن های میزبانی شده در بلاکچین های مقیاس ناپذیر.
  • تعبیه و استفاده از اپلیکیشن ها در بیش از یک پلتفرم.

نیاز به تعامل پذیری بین زنجیره ای

علاقه مندان، سرمایه گذاران و نهادهای سازمانی رمز ارز به مرور در حال آگاه شدن از مشکلات ایجاد شده توسط افراطی ها در این فضا، ریسک بالکانیزاسیون و احتمال توقف دائمی فعالیت برخی شبکه های بلاکچین هستند.

فناوری بلاکچین به این منظور معرفی شده تا برخی پیچیدگی ها و محدودیت های موجود در زیرساخت سیستم های مالی سنتی را رفع کند. با این حال، بسیاری از کاربران بلاکچین نمی توانند تریدها را به شکلی بی نظیر انجام دهند. همچنین نمی توانند دارایی ها را بدون هیچ مشکلی در فضای دارایی های دیجیتال منتقل کنند.

با شروع رشد چشمگیر دیفای از اوایل سال 2020، تقاضا برای سیستم های میان زنجیره ای قابل ترکیب در دیفای بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. این اساسا بدین خاطر است که شبکه های فعلی دیفای در اکوسیستم خود کاملا مجزا و ایزوله هستند. یعنی نمی توانند بدون نیاز به اعتماد با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و دارایی های خود را مبادله کنند.

راهکاری برای اتصال بلاکچین ها

راه حل این مشکل، بهره گیری از تعامل پذیری میان زنجیره ای است. چون از این طریق، پروژه ها می توانند به شکلی بهینه با یکدیگر همکاری کنند. یعنی این قابلیت را خواهند داشت تا مرزهای ایجاد شده بین زیرساخت های خود را از بین ببرند.

با این حال، اکثر راهکارهای موجود که امکان تعامل بین بلاکچینی را ایجاد میکنند پیچیده، پر از ریسک و متورم هستند یا شامل یک نهاد ثالث می شوند. وجود نهاد ثالث در فرایند انتقال میان زنجیره ای، فلسفه غیر متمرکز بلاکچین را به طور کلی نابود می کند.

اما پل های میان زنجیره ای برای تسکین این درد ساخته شده اند. این پل ها در واقع معماری لازم برای توسعه ایمن تعامل پذیری پروژه ها را فراهم می آورند. این ارتباط و تعامل به شکلی ایجاد می شود که دیگر نیازی به نهاد ثالث واسطه نباشد.

نحوه کار پل میان زنجیره ای

همانطور که ذکر کردیم، پل میان زنجیره ای یک اتصال است که امکان انتقال توکن، دارایی و داده را بین زنجیره ها ایجاد می کند. این زنجیره ها می توانند پروتکل ها، قوانین و الگوهای حاکمیتی مختلفی داشته باشند. اما پل میان زنجیره ای روشی برای تعامل ایمن فراهم می کند.

البته تمامی پل های میان زنجیره ای یکسان نیستند و جزئیات زیادی در طراحی خود دارند. با این وجود می توان پل ها را در دو دسته بندی کلی قرار داد:

  • پل های میان زنجیره ای متمرکز، بر پایه اعتماد به نهاد ثالث.
  • پل های میان زنجیره ای غیر متمرکز و بدون نیاز به اعتماد، بر پایه اعتماد به رمزنگاری و محاسبات ریاضی.

پل های متمرکز برای کار کردن وابسته به نوعی نهاد یا سیستم مرکزی هستند. یعنی کاربران برای استفاده از یک اپلیکیشن یا سرویس خاص، مجبوراند به یک واسطه اعتماد کنند. پل میان زنجیره ای متمرکز بیشتر مناسب افرادی است که به تازگی وارد فضای رمز ارزها شده اند. یعنی کسانی که توانایی و اعتماد به نفس لازم برای انتقال دارایی بین زنجیره ها را در خود نمی بینند.

این پل ها فوایدی همچون سهولت استفاده و عملکرد نسبتا خودکار دارند. با این حال، افراد با تجربه و حرفه ای ترجیح می دهند فرایندهای میان زنجیره ای را خودشان انجام دهند. یعنی به دنبال گزینه های غیر متمرکز و بدون نیاز به اعتماد هستند.

پل میان زنجیره ای بیت کوین و اتریوم

در میان معروف ترین پل های متمرکز و بر پایه اعتماد، طرحی وجود دارد که در آن هولدرهای بیت کوین می توانند از طریق بیت کوین رپد شده (WBTC) از مزایای بلاکچین اتریوم بهره ببرند. در این سیستم متمرکز، کاربران از طریق واسطه هایی به نام “تجار (merchants)” مقداری بیت کوین در یک کیف پول پس انداز می کنند. این کیف توسط یک نهاد متمرکز کنترل می شود. سپس آن نهاد از بیت کوین نگهداری کرده و معادل آن، توکن WBTC در اتریوم ایجاد می کند.

این سیستم می تواند برای هولدرهای بیت کوین بسیار مفید باشد. چون بر خلاف BTC بومی، بیت کوین رپد شده یک توکن ERC-20 است که می توان از آن به عنوان وثیقه در چندین پروتکل مختلف دیفای استفاده کرد. از جمله آوه، کامپاند، میکردائو و یونی سواپ.

اما در پل های میان زنجیره ای غیر متمرکز، کاربران مجبور نیستند به یک نهاد واحد و متمرکز اعتماد کنند. بلکه به حقایق ریاضی پایگاه کد بلاکچین اعتماد خواهند کرد. در سیستم های بلاکچین، حقایق ریاضی از طریق توافق و اجماع نودهای محاسباتی (مطابق قوانین نوشته شده در کد) بدست می آید. بدین شکل، امکان ساخت یک سیستم باز، غیر متمرکز و شفاف ایجاد می شود. سیستمی که تا حد زیادی بر زیرساخت پایه بلاکچین تکیه دارد. این سیستم قادر خواهد بود تا مشکلات موجود در اکوسیستم های متمرکز که سبب ایجاد رفتار مخرب می شود را از بین ببرد.

پل های میان زنجیره ای علاوه بر انتقال دارایی، اهداف دیگری را نیز دنبال می کنند. از جمله مبادله هر نوع داده، شامل فرمان قرارداد هوشمند، شناساگرهای غیر متمرکز و اطلاعات برون زنجیره (مثل فیدهای قیمتی در بازار سهام) از طریق اوراکل ها.

معماری پل میان زنجیره ای

با انتقال یافتن دارایی از بلاکچین A (لایه پایه) به بلاکچین B (لایه ثانویه) از طریق یک پل میان زنجیره ای غیر متمرکز، دارایی ها به مکان دیگری ارسال یا جابجا نمی شوند. در واقع این انتقال کاملا خیالی است. چون در این فرایند، دارایی ها به صورت موقت در بلاکچین A قفل می شوند و به همان مقدار در بلاکچین B قفل گشایی می شود. سپس برای قفل گشایی دارایی در A، دارایی های B باید قفل شوند.

بسیاری از پروژه های بلاکچین از طریق این سیستم در حال تعبیه و توسعه قابلیت های تعامل پذیری خود هستند. چون این پل میان زنجیره ای طبعا موثر، کارآمد و غیر متمرکز است. مفهوم اصلی این معماری به “سیستم نسبتی دو جهته (2-WP)” معروف است و تاریخچه آن به زمان طراحی بیت کوین باز می گردد. با اینکه این سیستم از لحاظ نظری کارایی خوبی دارد، اما با چند ریسک ذاتی همراه است.

کارکرد بر پایه اعتماد

تمامی سیستم های پل میان زنجیره ای وابستگی زیادی به اعتماد و صداقت بین دو نهاد فعال در پل دارند. اگر این اعتماد از بین برود، ممکن است دارایی ها در بلاکچین A و B به طور همزمان قفل گشایی شوند. در این صورت، رفتار مخرب “دوبار خرج کردن” ایجاد می شود. پروژه هایی همچون کلاور فایننس (Clover Finance) برای جلوگیری از این موضوع، یک سیستم ارتباطات میان زنجیره ای ایمن و بی نظیر ایجاد کرده اند. این سیستم از طریق مکانیزم نسبتی دو جهته بدون نیاز به اعتماد اجرا می شود. (پلتفرم کلاور فایننس یک پاراچین زیر لایه ای است).

از جمله دیگر پل های میان زنجیره ای غیر متمرکز می توان به پروتکل رن (Ren) اشاره کرد. ماشین مجازی رن (RenVM) توسط شبکه ای گسترده و غیر متمرکز از نودهای محاسباتی پشتیبانی می شود. روش اجماع این نودها همچون الگوی استفاده شده در شبکه اتریوم است.

ماشین مجازی رن، اطلاعات و داده ها را بین چندین دستگاه توزیع می کند. سپس از طریق محاسبات چند نهادی، به ساخت امضاهای رمزنگاری شده می پردازد. شبکه ماشین مجازی با استفاده از این امضاها قادر خواهد بود تا دارایی های دیجیتال را در یک بلاکچین قفل کند. سپس کاربران می توانند دارایی های معادل را در یک بلاکچین دیگر بسازند.

در نتیجه، مکانیزم RenVM به کاربران اجازه می دهد تا دارایی ها و داده ها را بدون نیاز به نهاد ثالث بین بلاکچین A و B منتقل کنند.

پل های زنجیره جانبی

قبل از پرداختن به موضوع پل های زنجیره جانبی بهتر است به طور خلاصه مروری بر مفهوم زنجیره جانبی داشته باشیم. از این طریق به شکل بهتری می توان قابلیت و اهمیت این نوع پل ها را درک کرد.

زنجیره های جانبی (Sidechain)، بلاکچین های مستقلی هستند که مکانیزم اجماع، نودها و زیرساخت مخصوص به خود را دارند. این زنجیره ها از طبع غیر متمرکز و امنیت بلاکچین پایه بهره می گیرند. همچنین به اندازه ای انعطاف پذیر هستند تا کاربردهای به خصوصی را اجرا کنند. می توان گفت زنجیره های جانبی با مفهوم افزایش مقیاس پذیری یکسان هستند. چون به لطف وجود آنها، بلاکچین پایه می تواند بخشی از کارها و وظایف خود را بین اکوسیستمی از ساید چین ها تقسیم کند. بدین شکل، کارایی سیستم کلی بلاکچین افزایش خواهد یافت.

پولکادات و کوزاما بهترین مثال از زنجیره جانبی هستند. چون از امنیت، اعتبار و مقیاس پذیری لایه 0 ریلی چین (Relay Chain) پولکادات بهره می گیرند. در عین حال، قابلیت های مستقل و تخصصی خود را دارند. در اکوسیستم پولکادات، زنجیره های جانبی باید همیشه به ریلی چین مرکزی متصل باقی بمانند. همچنین می توانند به صورت میان زنجیره ای با دیگر پاراچین ها ارتباط برقرار کنند. قطعا برای این کار به یک پل مخصوص ساید چین نیاز خواهد بود.

پل های معمولی، دو بلاکچین کاملا متفاوت را به یکدیگر متصل می کنند. اما پل زنجیره جانبی بین بلاکچین مادر و زنجیره های فرزند ارتباط برقرار می کند. زنجیره های مادر و فرزند تحت قوانین مختلف اجماع هستند. به همین دلیل، برای ایجاد ارتباط بین آنها به یک پل نیاز خواهد بود.

نمونه هایی از ساید چین

برای مثال، توسعه دهندگان بازی بلاکچینی اکسی اینفینیتی (Axie Infinity) یک ساید چین اختصاصی و اتریوم مانند به نام رانین (Ronin) ساخته اند. بدین شکل، مقیاس پذیری این بازی بیش از آنچه در مین نت اتریوم ممکن است افزایش می یابد. پل اتریوم رانین به کاربران اجازه می دهد تا اتر، توکن های ERC-20 و NFT را در قراردادهای هوشمند نگهداری کنند. (سپس اعتبارسنج ها این دارایی ها را به زنجیره جانبی منتقل می کنند).

یکی دیگر از نمونه های پل ساید چین بر پایه اتریوم، xDai است. همچون رانین، امنیت این پل نیز توسط گروهی از اعتبارسنج ها تامین می شود. (این نودها از ماینر هایی که بلاکچین اصلی اتریوم را نگهداری می کنند متفاوت هستند). دو پل به نام های xDAI Bridge و OmniBridge زنجیره xDai را به مین نت اتریوم متصل می کنند. بدین شکل، امکان انتقال آسان توکن ها فراهم می شود.

علاوه بر این، زنجیره های جانبی نقش مهمی را در توسعه شبکه اتریوم و اجرای قابلیت شاردینگ (در اتریوم 2.0) ایفا می کنند. در واقع با اجرا شدن اتریوم 2.0، میزان مقیاس پذیری شبکه اتر افزایش خواهد یافت. این امر از طریق دسته بندی چندین تراکنش از ساید چین ها به یک تراکنش واحد انجام می شود. (امنیت این تراکنش در زنجیره اصلی بیکن حفظ می شود).

“فرض کنید اتریوم به چند هزار جزیره تقسیم شود. هر جزیره کار خودش را انجام می دهد و قابلیت های خاص خود را دارد. سپس تمامی این جزیره ها می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و از قابلیت های یکدیگر استفاده کنند. ایجاد اتصال بین این جزیره ها با استفاده از یک پروتکل انجام می شود. (ویتالیک بوترین، 2018).”

ساخت پل در پولکادات

پولکادات به شکلی طراحی شده تا “بلاکچینِ بلاکچین ها” باشد و یک منطق کلی را دنبال می کند. اینکه “تمامی زیرساخت های بلاکچینی آینده برای تضمین عملکرد بهینه خود به قابلیت تعامل پذیری نیاز خواهند داشت”. پولکادات به بلاکچین های لایه 1، معروف به پاراچین، اجازه خواهد داد تا کاملا قابل تعامل و ترکیب پذیر باشند. در عین حال از امنیت، مقیاس پذیری و قابلیت لایه 1 ریلی چین مرکزی پولکادات بهره ببرند.

علاوه بر این، پاراچین های پولکادات می توانند به شبکه های خارجی مثل بیت کوین و اتریوم نیز متصل شوند. این کار از طریق چند نوع پل میان زنجیره ای انجام می شود که نحوه اجرای آنها متفاوت است. در واقع برخی از آنها به عنوان پل های ابزاری همگانی برای انجمن پولکادات ساخته شده و برخی توسط تیم های متخصص و برای کسب سود ایجاد می شوند.

یکی از جذاب ترین و ارزشمندترین قابلیت های معماری پل میان زنجیره ای پولکادات، امکان اتصال دو زنجیره خارجی و مجزا به یکدیگر است. برای مثال، از طریق سیستم پل پاراچین پولکادات می توان به شکلی کاملا غیر متمرکز، دارایی ها را از بیت کوین به اتریوم منتقل کرد. برای این کار، پولکادات از طرح بومی پل میان زنجیره ای خود به نام “انتقال میان زنجیره ای پیام (XCMP)” بهره می گیرد.

پل XCMP

پاراچین ها، زنجیره هایی هستند که به صورت موازی با ریلی چین اصلی در اکوسیستم پولکادات رفتار می کنند. (در شبکه های پولکادات و کوزاما). این ویژگی باعث شده تا پاراچین ها بتوانند تراکنش ها را به صورت موازی انجام دهند. در نتیجه، مقیاس پذیری پولکادات و پروژه های آن افزایش خواهد یافت.

این زنجیره ها کاملا به ریلی چین متصل شده و از امنیت تامین شده توسط ساختار پولکادات بهره می برند. اما برای اینکه بتوانند با دیگر سیستم ها ارتباط برقرار کرده و داده ها را به اشتراک بگذارند، از مکانیزم XCMP استفاده می کنند.

پل XCMP پولکادات، پروتکلی است که به شبکه های پاراچین/ساید چین ایزوله خود اجازه می دهد تا به شکلی غیر متمرکز و بدون نیاز به اعتماد، برای یکدیگر پیام و داده ارسال کنند. سیستم انتقال میان زنجیره ای پیام در ابتدا با ساخت یک کانال بین دو پاراچین راه اندازی می شود.

این کانال به صورت یکطرفه است و باید توسط ارسال کننده و دریافت کننده قابل تشخیص باشد. در واقع، یک جفت پاراچین می تواند دو کانال داشته باشد. یکی برای ارسال و دیگری برای دریافت پیام.

برای ساخته شدن پل باید مقداری DOT پس انداز شود. (که با بسته شدن پل دوباره بر می گردد). در نتیجه، دو پاراچین کاملا مجزا می توانند یک ساختار تعامل پذیر ایجاد کنند. از این طریق، داده ها و دارایی های ارزشمند بین آنها جابجا می شود.

پل های میان زنجیره ای؛ آینده دیفای

بدون شک می توان گفت که مفهوم پل های میان زنجیره ای، زیرساخت بنیادین تمامی سیستم های بلاکچینی در آینده است. چون از طریق این پل ها، امکان ساخت لایه های بلاکچینی پویا، تعامل پذیر و قابل مبادله ایجاد می شود.

تعامل پذیری و ترکیب پذیری میان زنجیره ای بین بلاکچین های مجزا، دریایی گسترده از فرصت ها را برای کاربران ایجاد می کند تا از مزایای هر زنجیره بهره ببرند. این کار بدون ایجاد خدشه در امنیت و قابلیت های زنجیره اصلی انجام خواهد شد. (زنجیره های مادر و جانبی شامل این تعامل پذیری می شوند).

در نتیجه، کاربردهای جذابی برای پل های میان زنجیره ای در فضای در حال تحول دیفای ایجاد می شود. در واقع، کاربران قادر خواهند بود تا دارایی خود را بدون نیاز به کسب اجازه و کاملا مستقیم جابه جا کنند. در عین حال می توانند از قابلیت های زنجیره های اصلی و ثانویه بهره ببرند.

نقش حیاتی در دیفای

ارزش پل های میان زنجیره ای در پروتکل های دیفای به مرور زمان در حال افزایش است. چون این فرصت را برای کاربران دیفای ایجاد می کنند تا دارایی های دیجیتال را بین بلاکچین ها منتقل کنند. مخصوصا بلاکچین هایی که از ارزش توکنی زیادی برخوردار هستند، اما نمی توانند تعداد اپلیکیشن های خود را افزایش دهند. همچون بیت کوین که می تواند به یک اکوسیستم دیفای توسعه یافته مثل اتریوم متصل شود.

پس در این صورت، بیت کوین به لطف پل میان زنجیره ای می تواند از قابلیت های دیفای در بلاکچین اتریوم استفاده کند. (از طریق توکن WBTC). این قطعا برای هولدرهای بیت کوین بسیار مفید خواهد بود. چون می توانند بیت کوین رپد شده خود را در فضای دیفای جابجا و ترید کنند. در واقع می توانند از بهترین مزایای زنجیره های این اکوسیستم برخوردار شوند.

علاوه بر این، همانطور که ذکر شد، پل های دیفای با اتصال زنجیره های اصلی به زنجیره های ثانویه (تقسیم وظایف تراکنش) باعث افزایش مقیاس پذیری شبکه خواهند شد.

شاید بهترین مثال از این ترفند، شبکه پاراچین پولکادات باشد. در این شبکه، زنجیره اصلی وظایف را بین ساید چین ها تقسیم می کند. بدین شکل، توان عملیاتی تراکنش ها و عملکرد کلی پولکادات بهبود می یابد. به لطف مزیت های موجود در راهکارهای پل میان زنجیره ای، اتریوم در حال توسعه زیرساخت لازم برای پشتیبانی از پل های سایدچین دیفای در خود است. (پیش بینی می شود این پروژه همراه با اتریوم 2.0 اجرا شود).

سخن پایانی

مقیاس پذیری، کارایی و نوآوری هدف اصلی دیفای است. با وجود پل های میان زنجیره ای، کار در این فضا بسیار آسان تر می شود. فقط کمی زمان لازم است تا اپلیکیشن ها، پروژه های بلاکچینی و سرمایه گذاران بیشتری متوجه شوند که بدون پل های میان زنجیره ای، اپلیکیشن های دیفای دیگر کاربرد چندانی نخواهند داشت.

پل های میان زنجیره ای به عنوان عامل برقراری اتصال بین بلاکچین ها، زیرساخت لازم را برای پروژه ها فراهم می آورند. از این طریق، پروژه ها می توانند به شکلی غیر متمرکز به قابلیت تعامل پذیری و ترکیب پذیری بین زنجیره ای دسترسی پیدا کنند.

مفهوم پل میان زنجیره ای در فضای دارایی های دیجیتال به روزهای اول ساخت بیت کوین بازمی گردد. یعنی وقتی که فواید ارزشمند یک شبکه نوین، بدون نیاز به کسب اجازه و همتا به همتا برای اولین بار آشکار شد. از آن زمان به بعد، پل های بلاکچینی به قدری توسعه یافتند که الان نقشی حیاتی در توسعه اکوسیستم دیفای و ساختار نقدینگی لِگو مانند آن ایفا می کنند.

در پایان، تقاضا برای پل های میان زنجیره ای بسیار بالا است و این به دو دلیل است. اول، این پل ها به بهبود عملکرد شبکه پروتکل های دیفای کمک زیادی می کنند. دوم اینکه این پل ها می توانند به راهکاری قطعی و جهانی برای افزایش پذیرش فناوری بلاکچین تبدیل شوند.

مطالب مرتبط

شبکه ی لایتنینگ چیست

شبکه لایتنینگ چیست و چگونه کار می کند

نوشته شده در مفاهیم تخصصی
  ·   4 دقیقه مدت مطالعه
سازمان خودگردان غیرمتمرکز DAO

سازمان خودگردان غیرمتمرکز (DAO) چیست؟

نوشته شده در مفاهیم تخصصی
  ·   7 دقیقه مدت مطالعه
انجام تراکنش‌های بیت کوین

تراکنش های بیت کوین چگونه انجام می شوند؟

نوشته شده در مفاهیم تخصصی
  ·   6 دقیقه مدت مطالعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×