کلاور فاینانس (Clover Finance) چیست؟

در این مقاله، تلاش می کنیم تا اطلاعاتی جامع از رمز ارز کلاور فاینانس در اختیار علاقه مندان به حوزه ارزهای دیجیتال قرار دهیم. این ارز تلاش می کند...

نوشته شده در معرفی ارزهای دیجیتال 25 دقیقه مدت مطالعه · >
کلاور فاینانس CLV چیست

در این مقاله، تلاش می کنیم تا اطلاعاتی جامع از رمز ارز کلاور فاینانس در اختیار علاقه مندان به حوزه ارزهای دیجیتال قرار دهیم. این ارز تلاش می کند تا بسیاری از مشکلات برنامه های غیر متمرکز را حل کند.

آنچه در این مطلب می خوانیم ☜

رتبه، حجم بازار و قیمت لحظه ای ارز دیجیتال کلاور CLV

رمز ارز CLV چیست؟

توکن CLV، رمزارز بومی کاربردی کلاور است و چندین مورد استفاده را در خود دارد. همچون توکن ETH در اتریوم، توکن CLV نیز به عنوان “گس” در پلتفرم کلاور برای پرداخت تراکنش ها استفاده می شود. اما این توکن نقشی حیاتی نیز در مدل تراکنش بدون گس خود بر عهده دارد. طراحی کارمزد ترانش نزدیک به صفر در کلاور بر پایه توانایی این بستر طراحی شده است. پروتکل کلاور می تواند دارایی های ERC-20 را تصاحب کند، و از این دارایی ها برای پرداخت کارمزدهای گس استفاده کند. پس در نتیجه می تواند دارایی های ERC را در بازار به توکن CLV نقدینه سازد.

علاوه بر این، از طریق مدل حاکمیتی کلاور، اجتماع یک پروتکل قادر به رأی، درخواست و انجام تغییرات با توجه به شرایط زیر است:

  • استیک کردن برای راه اندازی نودها در کلاور.
  • شرکت در اجماع و دریافت پاداش.
  • معامله در صرافی ها و بازارهای مختلف.
  • دریافت پاداش از طریق استفاده از پلتفرم.
  • شرکت در فعالیت های حاکمیتی. انتخاب، رأی و کنترل در پلتفرم کلاور.

عرضه اولیه کوین در صرافی متمرکز کوین لیست (CoinList)

توکن CLV در کلاور در 20 آپریل، 21 آپریل و 4 مه سال 2021 شاهد راه اندازی موفقی در صرافی کوین لیست بود. قیمت عرضه اولیه کوین آن بین 0.20، 0.29 و 0.35 دلار، براساس پارامترهای متفاوت متغیر بود. از زمان عرضه اولیه، قیمت توکن CLV در 15 جولای 2021 به بالاترین قیمت خود (51.48 دلار) رسید. این به معنای سودی بالغ بر 20000 درصد بود. البته قیمت این توکن در هنگام نگارش این مقاله 8.68 دلار می باشد.

پیش زمینه آشنایی با کلاور

در تابستان 2020، برنامه های مالی غیر متمرکز (DeFi) رشدی موشک وارانه داشتند. در حالیکه بسیاری در سراسر جهان در حال تأمل در مورد آینده پیش رو بودند، علاقه مندان به رمز ارزها اسیر این اکوسیستم خاصّ دارایی دیجیتال شدند. آنان آماده شدند تا این ویژگی های جذاب جدید را محک بزنند.

درست همانند علاقه همگانی به توکن های غیر قابل معاوضه (NFT)، دیفای نیز تب “فومو” (FOMO) را در این صنعت بالا برد. این جذابیت ها منجر به جذب ویژگی های بیشتری شد. زیرا موارد استفاده نوآورانه و کاربردهایی متفاوت برای آنها تشریح شدند.

دیفای در بسیاری از محافل مورد مباحثه بود. در اوایل فوریه 2020 کشش نمایی دیفای افزایش یافت. در این زمان، “ارزش کل قفل شده” (Total Value Locked)، یعنی ارزش دلاری دارایی های قفل شده در پروتکل های دیفای، برای اولین بار از 1 میلیارد دلار گذشت. از آن زمان، این میزان در طول سال 2020 به افزایش خود ادامه داد. این عدد در ماه می 2021 به آخرین رکورد خود (86 میلیارد دلار) رسید.

موفقیت پروتکل های دیفای اول از همه به حوزه های گسترده خدمات آنان مرتبط است. این خدمات هم اکنون شامل صرافی های غیر متمرکز، وام دهی و وام گیری، استیک، ییلد فارمینگ میشوند. این خدمات با نرخ های بالای سود سالیانه خود (APY) به هیچ وجه در سیستم های بانکداری مرسوم میسر نبودند. البته، مسائل و مشکلاتی همچنان وجود دارد.

مشکلات موجود در برنامه های مالی غیر متمرکز

برنامه های مالی غیر متمرکز مطمئناً در حال ایجاد بستری جدید در رمزارزها هستند و برای اعضایش بسیار سودآور به نظر آمده است. اما خود پلتفرم های دیفای به خصوص برای تازه واردان چندان کاربر پسند نیستند. برای مثال، حرکت در میان اقیانوسی بزرگ از صرافی های غیر متمرکز و شرکت در برنامه های استیک پیچیده در یونی سواپ یا پرداخت کارمزدهای گزاف گس برای یک تراکنش در زنجیره، می تواند به راحتی کاربران را گیج و سردرگم کند. این امر میتواند خیلی راحت آنان را از اینگونه برنامه ها خسته کند.

این مشکل زمانی تشدید خواهد شد که بدانیم بسیاری از پروژه های دیفای ترجیح می دهند در اکوسیستم خودشان به صورت جداگانه به کار ادامه دهند. این مسئله محصول فقدان تعامل میان آنهاست. همچنین این اتفاق حاکی از تقاضای روزافزون به ارتباطات میان شبکه ای و ترکیب پذیریِ زنجیره ها است.

به جرأت میتوان گفت که اجرای کامل پل های میان زنجیره ای یکی از ضعف های اصلی توسعه در اکوسیستم دیفای می باشد. دقیقاً همین جاست که پاراچین (parachain: زنجیره موازی) کلاور فاینانس ظهور می کند.

کلاور فاینانس چیست؟

کلاور یک تأمین کننده خدمات دیفای یک مرحله ای با یک زیرلایه است. کلاور در تلاش است تا به عنوان پاراچینی در شبکه پولکادات فعالیت کند. کلاور که به عنوان “لایه بنیادین برای سازگاری میان زنجیره ها” تعریف میشود. این لایه در صدد است تا کمبود ارتباط میان بلاکچین ها را جبران کند. کلاور قصد دارد تا تبدیل به پلی میان زنجیره ای و کاملاً غیر متمرکز و بدون وثیقه از اتریوم به پولکادات شود.

از طریق اپلیکیشن های بر پایه ماشین مجازی اتریوم (EVM)، کلاور قادر به ایجاد یک طرح گیره ای 2 طرفه (2- way peg: 2WP) بود. ساختار اساسی بلاکچین تعاملی کلاور با ارائه طیفی از ابزارهای توسعه دهنده زیرلایه تلاش دارد تا ترکیب پذیری بلاکچین ها را میان شبکه های اتریوم و پولکادات افزایش دهد. به علاوه، به لطف ساختار ترکیبی آن، کلاور می خواهد که در نهایت تبدیل به پروتکلی ارتباطی میان ETH- DOT شود. این امر از طریق ایجاد تعامل پذیری میان زنجیره ای و معرفی ویژگی های جدید با ارزش در پولکادات میسر می گردد.

اهداف کلاور

علاوه بر قابلیت های میان زنجیره ای، کلاور در حال ساخت یک لایه بنیادین برای برنامه های دیفای است تا از دو طریق بتوانند یکپارچه عمل کنند. اولاً از طریق کاهش آستانه توسعه شان که با اجرای چهارچوب های زیرساختی میسر می گردد، و دوماً از طریق تسهیل یک مدل تراکنش بدون کارمزد گس که تجربه کاربر را ساده می سازد. هدف کلاور فراهم ساختن ابزارهای توسعه دهنده زیرلایه ای برای برنامه های دیفای است. از جمله این ابزارها میتوان به قابلیت های برنامه نویسی براساس هویت و “امضاهای دیجیتال چندگانه” (multisig) اشاره کرد. این ابزاراها امنیت کلی پروتکل را افزایش می دهند.

این پروژه همچنین در حال توسعه این لایه بنیادین با هدف سازگاری میان زنجیره ای، محوریت دیفای، و پلتفرم خدماتی یکپارچه مالی بر روی پولکادات می باشد. این لایه از چهارچوب زیر ساختاری استفاده می کند. در حقیقت، هدف آن فراهم ساختن خدمات مالی برای کاربران پلتفرم خودش و دیگر پروژه ها است. از جمله این خدمات میتوان به پروتکل های دیفای بخش بندی شده و ابزارهای اپلیکیشن اشاره کرد. پروتکل های بخش بندی شده دیفای شامل استیک نقدینگی، ترید غیر متمرکز، قرض دهی غیر متمرکز، تقسیم توکن ها، و پروتکل های دارایی مصنوعی، و حاکمیت می شوند.

کلاور بر روی زیر لایه

با ادغام ساختار پل میان زنجیره ای نوآورانه خود با چهارچوب های موجود در این زیرلایه، کلاور زیرساختاری مناسب و پویا را ارائه می دهد.

این زیرلایه در حقیقت همان لایه اصلی و بنیادین پولکادات و همچنین یک چهارچوب مستقل بلاکچین محسوب میشود. این زیرلایه به توسعه دهندگان اجازه می دهد تا بلاکچین های شخصی و پیچیده خود را ایجاد کنند. این بلاکچین ها از لحاظ فنی کاملاً با کلاور متناسب هستند. اساساً، کلاور با ایجاد بر روی بستر زیرلایه ها، قابلیت های “آماده برای استفاده” خود را به کار می گیرد که بسیار بهتر از ایجاد آنان از صفر تا صد است.

ترکیب پذیری میان زنجیره ای

این قابلیت های بومی زیر لایه ای شامل شبکه سازی همتا به همتا، اجرای EVM، مکانیزم اجماع و حاکمیت هستند. ادغام مستقیم آنها از زیرلایه میتواند به طور چشمگیری زمان و حجم کار مورد نیاز برای اجرای کلاور را  کاهش دهد. به علاوه، حضور این زیرلایه منجر به سفارشی سازی و تطبیق پذیری بالای پروتکل می گردد. این اتفاق می تواند منجر به سازگاری با اتریوم شود.

بنابراین، با استفاده از ساختار و دیتابیس انعطاف پذیر و ذاتی موجود در زیرلایه، کلاور می تواند ترکیب پذیری میان زنجیره ای بین پروژه های بومی اتریوم و پولکادات را افزایش دهد. همچنین آستانه نهایی توسعه را از طریق ابزارهای توسعه دهنده زیرلایه ای محدود سازد.

در واقع، فرآیند اجرای ویژگی های زیرساختاری بومی در طراحی کلاور به منظور تقویت تعامل بیشتر میان زنجیره ای باعث می شود که این بستر تبدیل به نمایی نهایی از یک پاراچین ایده آل شود.

بدین ترتیب، پیش از بحث در مورد ساختار و قابلیت های کلاور، به نظر مفید است که ابتدا اهمیت پاراچین ها (به خصوص پاراچین کلاور) را نه فقط در اکوسیستم پولکادات، بلکه در رمزارزها بررسی کنیم. آنگاه میتوان بهتر کارکرد کلاور را در قلمرو دیفای دریافت. این بررسی، از نیاز مبرم به تعامل پذیری در این فضا نیز پرده بر می دارد.

پاراچین ها

با توجه به فناوری میان زنجیره ای ممتاز پولکادات و بهبود سریع این فضا، کلاور درگیر رقابتی است تا به عنوان پاراچین این شبکه تثبیت شود. در نتیجه بستری برای کلاور فراهم می گردد. در این بستر، این پلتفرم می تواند به ویژگی های تعامل پذیری بهتری دست یابد. همچنین آنگاه کلاور می تواند با همه پاراچین های موجود در پولکادات، بیت کوین و اتریوم ارتباط برقرار کند.

پولکادات ایجاد شد تا یک شبکه چند زنجیره ای در لایه صفر باشد. به این معنا که زنجیره اصلی مرکزی آن (Relay Chain) می تواند امنیت و تعامل پذیری لایه صفر را برای حدود 100 بلاکچین در لایه 1 (متصل از طریق پاراچین ها) تأمین کند. بدین ترتیب، پاراچین ها را میتوان به عنوان بلاکچین هایی مختلف در لایه 1 معرفی کرد. آنان به صورت موازی در اکوسیستم پولکادات (بر روی شبکه های پولکادات و کوساما) فعالیت می کنند. پاراچین ها از طریق زنجیره اصلی متصل و امن میشوند. این زنجیره های موازی از امنیت، مقیاس پذیری، تعامل پذیری و حاکمیت پولکادات استفاده می کنند.

نقش پاراچین ها در شبکه پولکادات

مدل پاراچینی پولکادات بر این عقیده استوار است که زیر ساختار های آتی بلاکچین برای تحقق تقاضای رو به رشد نسبت به دارایی ها و مقادیر یکپارچه، نیاز به تعامل و مقیاس پذیری و ارتباطات پیوندی دارند. دقیقاً به همین دلیل، پولکادات اجازه میدهد که دارایی ها یا اطلاعات بین پاراچین های متصل جا بجا شوند. بدین گونه، قطبی جدید از فرصت ها در بلاکچین، و به خصوص در دیفای ایجاد می گردد.

از آنجا که پولکادات بر هیچ خصوصیتی در خصوص طراحی پاراچین ها تأکید نمی کند، همین موضوع باعث میشود که این بلاکچین ها تبدیل به نهادهایی منفرد و انعطاف پذیر در اکوسیستم پولکادات شوند و محیطی سرشار از ارزش در زیرساخت های متنوع آن ایجاد کنند. تنها الزام پاراچین ها، اثبات پیروی هر بلاک پاراچین از پروتکل مدّ نظر است که باید به تأییدکنندگان پولکادات ارسال گردد.

اهداف پاراچین

هر پاراچین می تواند طراحی، توکن و مدل حاکمیتی خود را داشته باشد. این امر امکانات و کاربردهای بسیار تخصصی را میسر می سازد. این انعطاف پذیری همچنین بدین معناست که پاراچین ها میتوانند به عنوان شبکه های عمومی یا خصوصی، انجمن ها یا شرکت ها، یا به عنوان برنامه هایی زمینه ای برای دیگر پروژه ها فعالیت کنند. در مورد کلاور، آنها به عنوان پل هایی میان زنجیره ای و تأمین کنندگان خدمات دیفای عمل می کنند.

پس، پاراچین ها را میتوان ساختارهایی بنیادین در فناوری بین زنجیره ای پولکادات دانست. زیرا آنان تعامل پذیری را در همین شبکه فراهم می سازند و همچنین اکوسیستم پولکادات را قادر می سازند تا وارد زیر ساخت دیگر زنجیره ها نیز شوند.

این همان چیزی است که پاراچین ها به دنبال آن هستند. آنان تلاش دارند تا از ساختار بنیادین پولکادات کمک بگیرند تا پل های میان زنجیره ای “ETH-DOT” را برای دارایی های بومی اتریوم محقق کنند تا به صورت یکپارچه به شبکه پولکادات منتقل شوند.

سیستم گیره ای دو طرفه در کلاور

تقاضا برای ساختارهایی شبیه به پاراچین و به صورت تعامل پذیر در فضای دیفای هم اکنون در بالاترین حدّ خود قرار دارد. دلیل اصلی این موضوع را میتوان در میزانِ بالای استقلال در میان شبکه های مالی غیر متمرکز دید که نمی توانند بدون نیاز به اعتماد با دیگر اکوسیستم ها ارتباط برقرار کنند. این اتفاق به نوبه خود منجر به ظهور خدمات وثیقه ای شخص ثالث می گردد. خدماتی که تنها باعث میشوند اکوسیستم مربوطه متمرکزتر گردد، و ذات غیرمتمرکز بلاکچین را زیر سؤال می برد.

وایت پیپر کلاور فاینانس
ساختار کلاور فاینانس

برای حلّ این معضل و دستیابی به یک لایه جدید از تعامل پذیری، کلاور سیستم گیره ای دو طرفه بومی خود را (2WP) از طریق فناوری شبیه سازی SPV طراحی کرد. این سیستم یکی از مهمترین ویژگی های زیر ساختار کلاور است. به نظر ، این سیستم برخی از عوامل متمرکز موجود در فضای بین زنجیره ای دیفای را برطرف می کند.

سیستم گیره های 2 طرفه در کلاور

یک سیستم گیره ای 2 طرفه امکان انتقال یک دارایی را از یک زنجیره پایه به یک بلاکچین ثانویه، و بالعکس، میسر می سازد. با اینحال، این انتقال تا حدّ زیادی تنها یک تصور خیالی است. زیرا در حقیقت دارایی های لایه پایه منتقل نمی شوند. در واقع آنان تنها موقتاً بر روی زنجیره پایه قفل می گردند. در حالیکه همزمان مقداری برابر از توکن ها در بلاکچین ثانویه از قفل در می آیند. دارایی های لایه پایه زمانی میتوانند از قفل درآیند که مقداری برابر از توکن ها در بلاکچین ثانویه دوباره قفل شوند.

مفهوم گیره 2 طرفه به زمان ناکاموتو (Nakamoto) باز میگردد. با اینکه این سیستم از لحاظ نظری کارآیی خوبی دارد، اما می تواند خطراتی را نیز در پی داشته باشد. هر سیستم گیره ای 2 طرفه بر دو فرضیه اعتماد و صداقت بین دو طرف حاضر در سیستم استوار است. به علاوه، یکی دیگر از فرض های الزامی، صداقت شخص ثالث احتمالی در این میان است که می تواند حضانت دارایی های قفل شده در بلاکچین را بر عهده داشته باشد. اگر این فرضیات تحقق نیابند، آنگاه دارایی های لایه پایه و دارایی های بلاکچین ثانویه می توانند همزمان از قفل درآیند. در این صورت، “دو بار خرج کردن” (double-spending) رخ می دهد که مخرّب تلقی می شود.

برای اجتناب از این اتفاق، کلاور حتی تلاش می کند تا این فرآیند را غیر متمرکزتر نیز بسازد. آنان این کار را از طریق طراحی فناوری شبیه سازی بومی SPV انجام داده اند. این فناوری امکان ارتباط یکپارچه میان زنجیره ای و گیره های 2 طرفه بدون نیاز به اعتماد را میان بلاکچین هایی با تورینگ کامل (Turing-complete) و بدون تورینگ کامل میسر می سازد.

نحوه کار گیره های 2 طرفه

برای فهم بهتر نحوه کار این سیستم، ابتدا باید توجه داشته باشید که برخلاف باور عمومی، یک ماشین مجازی اتریوم (EVM) می تواند صحت تراکنش های بیت کوین را با رمزگشایی سرتیتر بلاک آن تأیید یا نقض کند. سرتیترهای بلاک اساساً برای شناسایی بلاک هایی خاص در کلّ بلاکچین استفاده می شوند و به کاربران اجازه می دهند که دقیقاً تراکنش یا اطلاعات خود را در یک بلاک موقعیت یابی کنند. علاوه بر این، باید بدانید که تراکنش های اتریوم و بیت کوین بر روی ساختار “درخت مرکل” (Merkle tree) مشخص می گردند.

درخت مرکل

در اصل، ساختار “درخت مرکل” روشی برای تبیین نقشه ای (hashing: هشینگ) از مقدار قابل توجهی اطلاعات در یک مکان است. این مقدار قابل توجه سپس به چندین دسته (bucket) تقسیم میشوند. هر دسته تنها مقداری از این اطلاعات را شامل میشود. در ادامه، همین فرآیند بر هر هش در هر دسته اعمال می گردد و آنقدر تکرار میشود که تنها یک هش باقی بماند، که از آن به عنوان هش ریشه ای (root hash) یاد میشود.

ساختار درخت مرکل
ساختار درخت مرکل برای کدنویسی بهتر بلاکچین

این الگوریتم هش یک مکانیزم دقیق را ایجاد می کند. به این مکانیزم، اثبات مرکل (Merkle proof) گفته میشود. اثبات مرکل متشکل از یک حجم قابل توجه از اطلاعات، هش ریشه ای “درخت مرکل”، و “شاخه” ای می باشد. تمام هش ها، از مجموع اطلاعات تا به هش ریشه ای، در آن گنجانده میشوند. این ساختار به همه خوانندگان اثبات اجازه می دهد تا ثبات هشینگ را برای یک شاخه خاص تأیید کنند. همچنین آنها قادرند تا جایگاه دقیق این اطلاعات قابل توجه را (همچون تراکنش ها) در “درخت مرکل” بیابند.

اثبات شمول بر پایه مرکل

در یک درخت مرکل، سرتیتر بلاک در برگیرنده هش ریشه ای آن درخت برای تراکنش های آن بلاک می باشد. بنابراین، با در نظر گرفتن یک سرتیتر و یک تراکنش، کلاور میتواند صحّت مسیر را از هش ریشه ای آن درخت تا شاخه ای که آن تراکنش را در خود دارد بررسی نماید. به این فرآیند اثبات شمول بر پایه مرکل (Merkle-based inclusion proof) گویند. اساساً، کلاور می تواند از طریق تأیید صحّت ثبات هشینگ شاخه ای که تراکنش را در خود دارد، چک کند. این بررسی به منظور اطلاع از این موضوع است که آیا آن تراکنش وارد بلاک شده است یا خیر. کلاور همچنین از ساختار خطی درخت مرکل آن نیز استفاده می کند.

به علاوه، کلاور تنها به یک سرتیتر بلاک برای لایه پایه، یک تراکنش، و اثبات شمول آن نیاز دارد تا آن تراکنش را در قرارداد کلاور ذخیره کند. این بدان معناست که از طریق اثبات شمول بر پایه مرکل، کلاور می تواند یک پل میان زنجیره ای را بین لایه پایه یک بلاکچین و لایه دوم یک بلاکچین ایجاد کند. کلاور این کار را تنها با تأیید صحت تراکنش لایه پایه، سرتیتر، هش ریشه ای و شاخه انجام می دهد.

انتقال بین شبکه های اتریوم و پولکادات از طریق کلاور

کاربری که به دنبال انتقال بیت کوین از پولکادات به اتریوم است، می تواند این کار را از طریق ارسال سرمایه ها به یک آدرس قرارداد از پیش تعیین شده و متن بیت کوین انجام دهد که سرمایه ها را برای انتقالات بیشتر از اتریوم به پولکادات سپرده گذاری می کند. از این طریق، پلی ارتباطی میان لایه پایه و بلاکچین ثانویه ایجاد می گردد. در عوض، آنگاه کلاور میتواند از طریق مسیر شمول مرکل آن و تأیید ثبات هشینگ شاخه آن تأیید کند که آیا تراکنش مورد نظر برای توکن BTC از پولکادات به اتریوم در بلاک قرار می گیرد یا خیر. بدین ترتیب، نیاز به خدمات وثیقه شخص ثالث به کل از بین می رود.

از سوی دیگر، کاربری که مشتاق به انتقال بیت کوین یا اتریوم از اتریوم به پولکادات باشد. دارایی های توکن شده خود را به قرارداد انتقال “اتریوم به پولکادات” در کلاور ارسال می کند. وی سپس می تواند از طریق “اثبات شمول بر پایه مرکل” دارایی های واقعی خود را بر روی زنجیره اصلیشان بازخرید کند. ساختار این انتقال ها از اتریوم به پولکادات و بالعکس در کلاور احتمالاً باعث تشویق پروژه های بر پایه توکن ETH شود تا دارایی های ERC-20 خود را از طریق ساختار میان زنجیره ای کلاور و قرارداد بومی به شبکه پولکادات منتقل کنند.

نهایتاً، همین سیستم بومی گیره 2 طرفه است که قابلیت های تعامل پذیری کلاور را محقق می سازد. این سیستم به شبکه اجازه می دهد تا یک پل میان زنجیره ای غیر متمرکز را از اتریوم به پولکادات بسازد. در عین حال، نیاز به سپرده های شخص ثالث نیز در پروتکل های مالی غیر متمرکز به شدت کاهش می یابد.

الگوریتم امضاهای شنور (Schnorr)

کلاور تنها پروژه ای نیست که قابلیت های پل سازی میان زنجیره ای را فراهم می سازد. اما باید اذعان کرد که سیستم امضای دیجیتال امن تری را عرضه می کند. در حقیقت، پل های میان زنجیره ای کنونی تحت قوانین فدرال و توسط مجموعه ای مطمئن از متصدیان زنجیره ای اداره میشوند. اگر این متصدیان می خواستند، می توانستند با یکدیگر همکاری کنند تا سرمایه ها را با استفاده از یک اختلال بدزدند. این یکی از چالش های اصلی در زیرساختارهای غیر متمرکز است. اما کلاور از طریق پروتکل امضاکننده ی شنور ترش هولد (Schnorr Threshold) راه حلی نوآورانه را ارائه می کند.

با امضاهای شنور، کلاور میتواند تمرکز زدایی بالایی را با جای دادنِ تعداد نامحدودی امضا در چهارچوب خود و از طریق کاهش هزینه های تأیید ارائه دهد. اساساً، هر چه یک پل امضاهای بیشتری را در خود جای دهد، بیشتر غیر متمرکز خواهد شد. با اینحال، انجام این کار کاملاً چالش بر انگیز است؛ زیرا نیازمند کارمزدها و هزینه های بالا است.

تأثیر امضاهای چندگانه

داشتنِ چندین امضا (تأییدکننده تراکنش) نیاز به  “امضاهای دیجیتال چندگانه”  دارد. اگرچه این امر از لحاظ فنی ایده آل است، بیت کوین تنها می تواند 15 امضا در این فرآیند داشته باشد. اتریوم، از سوی دیگر، می تواند امضاهای چندگانه بیشتری را پردازش کند. اما هزینه انجام این کار همچنان به صورت ناپایدار بالا می ماند؛ زیرا کارمزدهای گس در شبکه اتریوم بالا می باشند.

به کمک پل کلاور، کلّ فرآیند امضاهای چندگانه در یک کلید عمومی بزرگ (pubKey) فشرده میشود. سپس این فرآیند می تواند از طریق فرآیند چک کردن امضا تأیید شوند، که در ماشین مجازی اتریوم 85 هزار واحد وزنی و در کد نویسی بیت کوین 291 واحد را مصرف می کند. به واقع، اجرای فرآیندهای امضا چندگانه شنور در کلاور باعث به وجود آمدنِ روشی مطمئن و پایدار برای تأیید تراکنش ها می گردد. همچنین این الگوریتم می تواند به تمرکز زدایی ساختار کلی نیز کمک کند.

تراکنش هایی بدون کارمزد گس

حتی با وجود ظهور اتریوم 2 (Ethereum 2.0)، کارمزدهای بالای گس یکی از مهم ترین مشکلات در فضای دیفای هستند. بنابراین، عجیب نیست که برخی پروژه های دیفای ترجیح داده اند که دیگر بر روی شبکه اتریوم آغاز به کار نکنند. آنان تصمیم گرفته اند که بر روی پلتفرم های با ثبات دیگری همچون پولکادات، سولانا، نیر (NEAR) و الگوراند ایجاد شوند.

اتریوم 2 تا حدودی می تواند مقیاس پذیری دیفای را بهبود بخشد. اما دیگر بسترها در لایه 1 (همچون کلاور) با ساختارهای بهینه سازی شده برای کارمزدهای گس خود به واقع می توانند در حوزه دیفای موفق باشند. برای از بین بردن کارمزدهای بالای گس در شبکه اتریوم، کلاور یک ساختار ارزشمند به صرفه (از لحاظ کارمزدی) را به صورت “تراکنش های بدون گس” پیشنهاد می دهد. بدین ترتیب، کلاور همچنین توسعه دهندگان را ترغیب می کند تا اکوسیستم دیفای پایدارتر و آزادتری را در پولکادات بسازند.

پولکادات، که به عنوان شبکه ای چند زنجیره ای و خرد شده بر روی پاراچین ها ساخته شده است، سطح مقیاس پذیری جدیدی را برای زیرساختارهای لایه 1 به ارمغان می آورد. این شبکه قادر است تا چندین تراکنش را در یک لحظه بر روی چند زنجیره پردازش کند. بدین ترتیب، پولکادات شرایط مطلوبی را برای کلاور مهیا می سازد. از این طریق، کامزدهای پایین گس را تحقق می بخشد و تجربه ترید سریعی را برای کاربران خود فراهم آورد.

انگیزه های متصدیان

علاوه بر ایجاد یک زیرساختار تعامل پذیر برای دارایی های مختلف به منظور اجرای یکپارچه آنان، پاراچین کلاور به گونه ای لایه شبکه را بازطراحی کرده است که به متصدیان اصلی اجازه می دهد تا به عنوان ارسال کننده عمل کنند. در این لایه، متصدیان اصلی می توانند کارمزدهای گس را در قالب ارز پایه پوشش دهند. در ادامه میتوانند پاداش را در قالب دارایی اسمی خود دریافت کنند. کلاور یک اکوسیستم تراکنش را با کارمزدی تقریباً نزدیک به صفر ایجاد می کند. در این فرآیند از توکن ERC-20 برای پرداخت کارمزدهای گس استفاده میشود. در ادامه کلاور آنها را به صورت توکن بومی خود (CLV) نقدینه می کند.

کلاور این مدل نوآورانه تراکنش را برای تحقق سه هدف ساخت. اولاً، به کاربران موقعیتی دهد تا بتوانند کاملاً از ارزهای پایه (همچون اتریوم) فاصله بگیرند. ثانیاً، توسعه دهندگان شخص ثالث و متصدیان اصلی را تشویق کند. ثالثاً، توسعه بیرونی برنامه های غیر متمرکز را تقویت کند تا رشد اکوسیستم خود و پولکادات را میسر سازد.

تأمین کننده خدمات دیفای

کلاور علاقه دارد تا از فناوری ممتاز میان زنجیره ای پولکادات برای ایجاد تجربه دیفای مطلوب نزد کاربران استفاده کند. هدف کلاور، تجهیز اکوسیستم پولکادات با مجموعه ای از خدمات و محصولات دیفای است. این اکوسیستم به گونه ای طراحی شده است تا مطابق با نیازهای گسترده کاربران باشد.

کلاور، به عنوان تأمین کننده خدمات مالی غیر متمرکز، پروتکل ها و ابزارهای برنامه ای دیفای متنوعی را برای تسهیل فرآیند کلی زیرساختارهای مالی غیر متمرکز و بهبود تجربه توسعه دهنده پیشنهاد می دهد برخی از پروتکل های متنوع دیفای در بستر کلاور عبارتند از: استیک نقدینگی، دارایی های مصنوعی، ترید غیر متمرکز، وام دهی غیر متمرکز و حاکمیت.

استیک نقدینگی (Staking Liquidity)

از طریق پروتکل استیک نقدینگی خود، کلاور در تلاش است تا مسئله نقدینگی را در دارایی های استیک شده حل کند و مفهوم استخر استیک توکن سازی شده را مطرح سازد. زمانیکه کاربران دارایی های خود را در استخر استیکینگ استیک می کنند، کلاور این دارایی ها را بر می دارد. سپس این دارایی ها را در قالب دارایی های S (S-Asset) توکن سازی می کند. بدین ترتیب، کاربران قادر خواهند بود تا این توکن ها را در دیگر برنامه ها و اهداف دیفای دوباره به کار گیرند. برای مثال، کاربران میتوانند توکن های S-Asset خود را برای کسب سود وام دهند. یا همچنین میتوانند از این توکن ها به عنوان وثیقه برای استیبل کوینی همچون USDT استفاده کنند.

علاوه بر این، پروتکل استیک نقدینگی موجود در کلاور ویژگی های زیر را نیز داراست:

  • صدور توکن های ” S-Asset ” را مدیریت می کند.
  • دارایی های قفل/استیک شده را مدیریت می کند.
  • توکن ” S-Asset ” را نقدینه کرده و آن را بر همه زنجیره های شبکه پولکادات قابل ترید می سازد.
  • یک بازار مشتقه برای دارایی های توکن سازی شده (S-Asset) در پولکادات ایجاد می کند.
  • امنیت، اطمینان، و سرعتی مشابه با شبکه پولکادات فراهم می آورد.

مثالی از استیک نقدینگی

برای تصویرسازی ماجرا، بیایید مثالی بیاوریم. کاربران می توانند توکن DOT را استیک کنند و توکن “S-DOT” را برابر با آن دریافت می کند. توکن “S-DOT” در ادامه می تواند در دیگر برنامه های مالی غیر متمرکز استفاده گردد. این کاربرد از آن جهت میسر است که توکن “S-DOT” نقدینه بوده و قابلیت ترید در همه زنجیره های پولکادات را دارا می باشد. این ویژگی برای توسعه دهندگان نیز سودمند است. زیرا به آنان اجازه می دهد تا از پروتکل استیک “آماده” و بخش بندی شده کلاور به منظور دستیابی به طیف وسیع کاربران پولکادات استفاده کنند.

پروتکل ترید غیر متمرکز

کلاور پروتکل بازارساز خودکار (AMM) خود را برای تقابل با مشکلات افت تراکنش ها پیشنهاد می دهد. برای مثال در صرافی های غیرمتمرکزی همچون یونی سواپ، زمانیکه استخر نقدینگی برای یک جفت ترید بیش از حد کم باشد، افت تراکنش می تواند دردسرساز شود و تجربه ای ناخوشایند برای کاربران به همراه داشته باشد. مسلماً این واقعه مانعی بزرگ در  حوزه دیفای می باشد.

برای حل این مسئله، کلاور یک پروتکل بازارساز خودکار را با قابلیت “سفارش های در حال انتظار” طراحی کرد. از این طریق کلاور می خواست عمق ترید را در لیست سفارشات بالا ببرد و افت کلی را کاهش دهد. پروتکل غیر متمرکز تریدینگ در کلاور ابزاری قدرتمند می باشد. این ابزار به کاربران اجازه می دهد تا سفارشات را با قیمتی ثابت تکمیل کنند. همچنین توسعه دهندگان نیز می توانند یک بازارساز خودکار درونی و بهینه را در برنامه های جدید دیفای و برنامه های غیرمتمرکز خارجی اجرا کنند.

پروتکل وام دهی غیر متمرکز

کلاور یک پلتفرم وام دهی را با تأثیر از سرمایه گذاری ترکیبی (Compound) معرفی می کند. این پلتفرم با شاخص “عرضه و تقاضای وام دهی” و “محاسبه نرخ سود آنی” ادغام شده است. همانطور که پیش تر بیان شد، کاربران می توانند دارایی های مصنوعی را استخراج کنند (برای مثال، توکن “S-DOT”). این کار از طریق عرضه دارایی های اصلی (DOT) به بازار انجام می شود. این دارایی ها در آن بازار به عنوان وثیقه برای قرض گیریِ دارایی مورد استفاده قرار می گیرند. از لحاظ نرخ های بهره، پروتکل وام دهی کلاور این کار را با محاسبه محاسبه موازنه میان عرضه و تقاضا تنظیم می کند. در نتیجه، زمانیکه تقاضا پایین باشد، نرخ های سود نیز پایین خواهند بود، و برعکس.

به علاوه، برای آنکه یک برنامه غیر متمرکز بتواند پروتکل وام دهی غیر متمرکز خود را پیاده سازی کند. کلاور ویژگی های زیر را پیش روی آن قرار می دهد:

  • برنامه غیرمتمرکز قادر خواهد بود بدون نیاز به انتظار برای اجرای لیست سفارشات یا انجام محاسبات بیرون از زنجیره، از سیستم کلاور وام بگیرد.
  • تریدرهای برنامه غیرمتمرکز می توانند از سبدهای خرید سرمایه گذاری موجود به عنوان وثیقه استفاده کنند تا توکن “DOT” یا استیبل کوین را وام بگیرند.

حاکمیت کلاور فاینانس

حاکمیت به اجتماع یک پروژه اجازه می دهد تا به صورت فعال در فعالیت های تصمیم گیری شرکت کنند و در توسعه پروژه حقّ نظر داشته باشند. پروتکل حاکمیت کلاور اجرا کننده رأی گیری و پیاده سازی های درون زنجیره ای خواهد بود. بدین ترتیب، تأثیر مداخلات انسانی کاهش می یابد و یک زیرساختار غیر متمرکز چند بخشی را ایجاد می کند. مدل حاکمیت کلاور ارائه کننده خدمات زیادی همچون درخواست، سیاست رأی گیری، پارامترهای حاکمیتی و توسعه حاکمیتی است.

علاوه بر این، از طریق مدل حاکمیتی کلاور، اجتماع یک پروتکل قادر به رأی، درخواست و انجام تغییرات با توجه به شرایط زیر است:

  • فهرست دارایی های جدید.
  • بیرون کشیدن اندوخته یک توکن.
  • به روز رسانی آدرس های اوراکل.
  • به روز رسانی نرخ های بهره.

کیف پول کلاور

کلاور دارای افزونه کیف پول مرورگر خود است که شبیه به متامسک (Metamask) عمل می کند. این کیف پول از پشتیبانی بسیاری شبکه های سازگار با ماشین مجازی اتریوم نیز برخوردار است. از جمله این شبکه ها میتوان به فانتوم، آوالانچ، اتریوم و بی اس سی (BSC) اشاره کرد. علاوه بر پشتیبانی فعلی از پولکادات و کوساما، کیف پول کلاور در آینده ای نزدیک تمام پاراچین های اصلی پولکادات را اضافه خواهد کرد. بدین ترتیب، محیطی تعامل پذیر را در بخش میان زنجیره ای پولکادات به وجود می آورد.

تیم کلاور

ترسیم و اجرای نوآوری در فضای دیفای و پاراچین کار آسانی نیست، اما کلاور به خوبی توانسته روی تیم طراحان، مهندسان، و سرپرستان پروژه و بازار خود حساب باز کند. آنان توانسته اند کلاور را در این فناوری پیشرو باقی نگه دارند و توسعه مداوم آن را تضمین کنند. تیم کلاور متشکل از:

ویون کربی (Viven Kirby): یکی از مؤسسان و مسئول اجرایی کلاور؛

نورل نگ (Norelle Ng): یکی از مؤسسان و مسئول اجرایی کلاور؛

بوراک کشلی (Burak Keçeli): یکی از مؤسسان و مسئول فنی کلاور؛

ورلندی وانگ (Werlandy Wang): طراح اصلی؛

ریچارد هان (Richard Han): سرپرست مهندسی؛

مایک مریت (Mike Merritt): سرپرست بازاریابی.

نتیجه گیری

کلاور را می توان بالاترین مرتبه در تجلی یک پاراچین پولکادات دید. این شهرت از این بابت است که کلاور میتواند کمبود تعامل پذیری را در زیر ساخت های دیفای و قرارداد هوشمند امروزی از میان بردارد. همچنین این پروتکل توجه همه را به نیاز به تعامل بیشتر میان پروژه های دیفای جلب می کند.

کلاور همچنین در تلاش است تا به کمک ویژگی های ترکیب پذیری میان زنجیره ای موجود در پولکادات، برخی از بزرگترین مشکلات موجود در برنامه های مالی غیر متمرکز را حل کند. از جمله این مشکلات می توان به کارمزدهای هنگفت گس و شبکه های مستقل از یکدیگر اشاره کرد. برای حل این مشکلات، کلاور سیستم بومی گیره دو طرفه خود را با سازگاری بر ماشین مجازی اتریوم توسعه داده است. این سیستم به پروژه های اتریوم و توکن های آن کمک می کند تا بتوانند به صورت یکپارچه به شبکه پولکادات منتقل شوند. کلاور همچنین یک مدل تراکنش بدون کارمزد گس را به صورت کاربرپسند طراحی کرده است.

کلاور به عنوان یک تأمین کننده جامع خدمات عمل می کند. که مجموعه ای از خدمات و پروتکل های مالی را ارائه می دهد. این تأمین کننده تلاش دارد تا تجربه ای بر پایه برنامه های مالی غیرمتمرکز را برای تازه وردان این عرصه، تریدرهای ارز دیجیتال، و حتی توسعه دهندگان به یک اندازه به ارمغان آورد.

کلاور در نهایت می خواهد تبدیل به الگویی در جهان دیفای شود. این پروتکل برای رسیدن به این هدف غایی در حال احیای تعامل پذیری میان زنجیره ای از طریق پل ” ETH-DOT” است. این امر از طریق برداشتنِ موانع میان زنجیره های مستقل میسر می گردد. خود این پروتکل نیز از همین ایده تبعیت می کند که “همه بلاکچین های آینده باید کاملاً ترکیب پذیر باشند”.

مطالب مرتبط

ترند جدید بازار کریپتوکارنسی چه خواهد بود؟

شبکه KIRA چیست؟

نوشته شده در معرفی ارزهای دیجیتال
  ·   1 دقیقه مدت مطالعه
ارز دیجیتال تتر (Tether) چیست؟

تتر (USDT) چیست؟

نوشته شده در معرفی ارزهای دیجیتال
  ·   8 دقیقه مدت مطالعه
دوره آموزشی بیت کوین چیست؟

بیت کوین چیست؟

نوشته شده در معرفی ارزهای دیجیتال
  ·   37 دقیقه مدت مطالعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×