گراف جهت دار غیر مدور (DAG)
والبی بلاگ » آرشیو پست ها » آموزش » گراف جهت دار غیر مدور (DAG) چیست؟
آموزش آموزش بلاک چین

گراف جهت دار غیر مدور (DAG) چیست؟

گراف جهت دار غیر مدور (DAG) یک دسته یکتا در نظریه گراف، علوم کامپیوتر و ریاضیات است. این گراف ها اساساً یک نظم توپولوژیکی را تشکیل می دهند که در آن رئوس (به عنوان مثال یک نود، وظیفه یا رویداد) با اضلاع (پیکان های جهت دار، روابط متقابل یا تراکنش ها) به صورت ناهمگون در هم تنیده می شوند. به عبارت دیگر گره ها یا نودها نمی توانند به سمت خود بازگردند. بلکه جریان در یک جهت (جهت دار) حرکت می کند.

مثالی از گراف جهت دار غیر مدور
مثالی از گراف جهت دار غیر مدور

گراف های جهت دار غیر مدور در مدل سازی اطلاعات مختلف استفاده می شوند. از جمله در هنگامی که نیاز است یک مجموعه از رویدادها با توجه به نحوه تأثیرشان بر یکدیگر نشان داده شوند. این کاربردها شامل ساختارهای احتمالاتی در شبکه های بیزی (Bayesian)، سوابق اطلاعاتی، سیستم های کنترل بازبینی توزیع شده و غیره می شود.

 

مشکلات بلاکچین ها

خصوصیاتی که در بالا گفته شد گاهی در فناوری بلاکچین وجود ندارند. زیرا بافت بلاکچین با زنجیره ای متوالی و مسطح  از لیست ها و گروه بندی آنها در بلاک ها اجرایی میشود. در بلاکچین، هر بلاک به بلاک قبلی خود مرتبط است و بلاک قبلی را در خود جای می دهد. به همین دلیل است که در صورت ورود تعداد زیادی تراکنش، شبکه دچار ترافیک می گردد.

همین امر اجماع در مورد بلاک های معتبر را دشوار می کند (مشکلی به نام مقیاس پذیری). در یک محیط سازمان یافته به کمک DAG ، هیچ محدودیت نظری در مورد تراکنش های وارد شده وجود ندارد. زیرا تراکنش ها مستقیماً به هم متصل می شوند. در واقع، این تراکنش ها تنها به صورت گروه بندی و سریالی در یک خط در نمی آیند.

مقایسه گراف جهت دار غیر مدور با بلاکچین
مقایسه گراف جهت دار غیر مدور با بلاکچین

طراحی فنی “گراف جهت دار غیر مدور” همچنین اجازه استفاده از طیف وسیع تری از الگوریتم ها را می دهد. الگوریتم های بیشتر میتوانند انعطاف پذیری بیشتری را فراهم کنند. چندین پروژه مبتنی بر DAG وجود دارد. همه آنها بسیار متفاوت از یکدیگر و قابل توجه هستند. آنها پایگاه کدنویسی خود را از صفر ایجاد کرده اند (برخلاف برخی پایگاه های کپی برداری شده از بیتکوین).

 

خصوصیات شبکه هایی با گراف جهت دار غیر مدور

در ادامه برخی خصوصیات مشترک میان این پروژه ها برشمرده شده است:

  • غیر مدور بودن (Acyclicity): زمان در یک جهت حرکت می کند. تراکنش های جدید به تراکنش های قدیمی رجوع می کنند و نه برعکس! در دایره ها، دستورات به یکدیگر بستگی دارند. اگر در DAG شاهد دایره و چرخه های دستوری باشیم، دیگر نظم توپولوژیکی وجود نخواهد داشت. در یک DAG ، هر گره به گره های قبلی بستگی دارد که به آن ارجاع می کنند. این امر باعث میشود که تراکنش ها بتوانند به صورت محلی یا حتی برون خطی، تایید یا نهایی شوند. این تراکنش ها حتی می توانند در مراحل بعدی پردازش شوند.
  • تأخیر (Latency): سرعت اجرا و تأیید محدود به اندازه بلاک نبوده و تنها محدودیت میزان پهنای باند را میان همتایان مرتبط شامل میشود. هیچ محدودیت نظری برای میزان مقیاس پذیری سیستم وجود ندارد.
  • بدون کارمزد (“از پیش استخراج شده”): عرضه ثابت است و استخراج وجود ندارد. هر صادرکننده تراکنش به طور همزمان یک اعتبارسنج نیز می باشد. در غیر این صورت، از نمایندگان یا شاهدانی هنگام درگیری یا اختلاف استفاده می شود. این باعث می شود تراکنش هایِ میکرو و نانو بدون کارمزد باشند و تأثیر محدودی بر محیط داشته باشند.
  • تراکنش هایی با ارزش صفر (Zero-value transaction): از جمله آنها می توان به پیامها، یا تراکنش هایی بدون ارزش اشاره کرد که نیاز به امضای دیجیتال،و قرار دادن در بسته های یو پی دی (UDP packet) ندارند.
  • هرس پایگاه داده (Database pruning): این خصوصیت در شبکه “نانو” هرس نام داشته، و در شبکه “آیوتا” به “عکس گرفتن” (snapshot) معروف است. چنین مکانیزمی هنوز در شبکه “بایت بالز” وجود ندارد. این مکانیزم اجازه می دهد تا پایگاه داده در حجم کم باقی بماند. در نتیجه، نود های مختلف می توانند تنها تاریخچه مورد علاقه خود یا مربوط به خودشان را ذخیره کنند.

از آنجا که توسعه دهندگان پروژه ها به دنبال جایگزینی برای ساختار کنونی بلاکچین ها هستند، فناوری “گراف جهت دار غیر مدور” همین حالا در چندین ارز دیجیتال رمز ارز استفاده شده است. در زیر به بررسی فناوری سه مورد از معروف ترین رمزارزهای مبتنی بر DAG می پردازیم.

 

شبکه نانو (Nano)

نانو، یا “رای بلاکز” (Raiblocks) سابق در دسامبر 2014 راه اندازی شد. در این زمان، وایت پیپر و نحوه اجرای آزمایشی آن برای اولین بار منتشر شد. نانو از اولین رمزارزهای مبتنی بر گراف جهت دار غیر مدور می باشد.

نانو یک ارز تماماً متمرکز بر ارائه پرداختهای قابل اعتماد و سریع همتا به همتا، و نقل و انتقال فوری برای انجام آربیتراژ است. این شبکه شعارِ “یک کار را انجام می دهد و آن را درست انجام می دهد” را یدک می کشد.

نانو از یک ساختار عجیب و غریب (به نام شبکه مشبّک) استفاده می کند. این طراحی به نوعی شبیه یک شبکه لایتنینگ وارونه است. به عبارت دیگر، به جای حفظ ساختار مرسوم یک بلاکچین جهانی که به زنجیره های جانبی منشعب میشود، نانو هم اکنون یک توپولوژی شبکه است که در آن هر اکانت، بلاکچین خود را دارد. به این توپولوژی “اکانت چین” (account-chain) نیز می گویند.

هر یک از این اکانت چین ها دارای سابقه تراکنش/موجودی حساب بوده و فقط توسط صاحب آن حساب قابل به روز رسانی است. این امر مسئولیت انتخاب بلاکچین و انجام تراکنش را به عهده هر فرد می گذارد.

این یک ویژگی کلیدی طراحی در نانو است که در آن توافق “زمان اجرا” با توافق “زمان طراحی” جایگزین می شود. بدین ترتیب همه از طریق امضا موافقت می کنند که فقط صاحب حساب می تواند زنجیره خود را تغییر دهد.

 

 فلسفه یونیکس (UNIX)

به نظر می رسد رویکرد مینیمالیستی نانو مطابق با  فلسفه یونیکس (UNIX) باشد. این فلسفه توسط داگ مک ایلروی (Doug McIlroy) در مجله فنی ” Bell System” به شرح زیر خلاصه شده است:

  1. کاری کنید که هر برنامه یک کار را به خوبی انجام دهد. برای انجام یک کار جدید، به جای پیچیده کردن برنامه های قدیمی با افزودن “ویژگی های” جدید، برنامه جدیدی بسازید.
  2. انتظار داشته باشید خروجی هر برنامه بتواند ورودی برنامه دیگری شود که هنوز ایجاد نشده است. خروجی را با اطلاعات اضافی شلوغ نکنید. از قالب های ورودی ستونی یا باینری به شدت خودداری کنید. بر روی ورودی تعاملی پافشاری نکنید.
  3. طوری نرم افزارها یا حتی سیستم عامل ها را طراحی کرده و بسازید که برای آزمایش اولیه در عرض چند هفته در دسترس باشند. از کنار گذاشتن بخش های به هم ریخته و باز تولید آنها نهراسید.
  4. برای بهبود یک وظیفه برنامه نویسی، استفاده از ابزارها را نسبت به بهره گیری از کمک افراد ناماهر ارجح بدانید. حتی اگر مجبور باشید ابزارهای جدیدی بسازید که احتمالاً بعد از اتمام کار آنرا دور می اندازید.

 

بررسی پروتکل نانو

با پیروی از فلسفه UNIX، پروتکل نانو بسیار سبک است. این پروتکل متناسب با حداقل اندازه بسته انتقال UDP عمل می کند. از “پروتکل اطلاعات کاربر” (User Datagram Protocol) برای ارسال سریع پیامهای بسیار کوتاه استفاده می شود که فقط از یکپارچگی داده ها اطمینان حاصل می کند. این پروتکل می تواند بر روی سخت افزارهای کم مصرف یا قدیمی با حداقل منابع کار کند. “پروتکل اطلاعات کاربر” با هدف استفاده روزمره عملی طراحی شده است. می توانید از آن برای خرید قهوه استفاده کنید، اما نمی تواند بستر مناسبی برای ذخیره دارایی باشد.

مقایسه سرعت تأیید تراکنش در نانو و دیگر رمزارزها
مقایسه سرعت تأیید تراکنش در نانو و دیگر رمزارزها

اجماع در نانو به واسطه انتخاب نمایندگان توسط کاربران میسر می گردد. این نمایندگان باید در صورت بروز اختلاف رأی دهند. رأی گیری تنها در صورت انجام تراکنش های مشکوک صورت می گیرد. نودهای نماینده با مانده حساب بالاتر دارای رأی قدرتمندتری هستند.

این امر دارندگان نانو را تشویق می کند تا در حفظ یکپارچگی دفتر کل توزیعی مشارکت کنند. به طور مشابه در صورت ایجاد فورک، بلاک آغازین (genesis) باید دوباره صورت گیرد و از آنجا همه چیز دوباره توزیع گردد. همین موضوعات باعث میشود که چنین اتفاقاتی روی ندهند.

توسعه و عرضه نانو

نانو عمدتاً به صورت تعاملی اداره می شود. در بین توسعه دهندگانی که به این پروژه کمک می کنند، نام مهندس نرم افزار شبکه پی پل (PayPal)، دنیل برین (Daniel Brain) دیده می شود. او یک درگاه وارسی ساده را برای نانو ایجاد کرد که کار را برای تاجران سریع و آسان می سازد. علاوه بر این، بازرگانان بزرگتر می توانند نودهای خود را ایجاد کنند تا به تراکنش هایشان رسیدگی کنند.

در مورد عرضه، نانو “پیش استخراج” شده است. بدین ترتیب، اکانت آغازین آن شامل کلّ موجودی ثابت (133248290) است. این مقدار سپس بین حسابهای دیگر  توزیع می یابد که توپولوژی این زنجیره را طبق گراف جهت دار غیر مدور فراهم می سازد.

موجودی آغازین این شبکه در یک صندوق امانات نگهداری می شود. بلاک ها از حساب پیدایش به حساب های فرود به صورت هفتگی انتقال داده می شوند. بدین ترتیب، تعداد بلاک های توزیع نشده به حداقل می رسند. توزیع در ابتدا از طریق یک فاست (faucet) عمومی انجام شد که در آن فرد مجبور بود با حلّ سامانه امنیتی ” captchas”، مکانیزم اثبات کار (PoW) را از طریق ضدّ اسپم ها انجام دهد.

جالب است بدانید که در ابتدا بسیاری از این مسائل امنیتی توسط ونزوئلایی ها حل شد. این اتفاق باعث شد تا مقادیر قابل توجهی از XRB به مردمی فقیر اعطا شود که در غیر آن صورت احتمالاً هیچگاه نمی توانستند صاحب رمزارز شوند.

 

بایت بال (Byteball)

بایت بال، یا بایتز (Bytes) یکی دیگر از رمزارزهای مبتنی بر گراف جهت دار غیر مدور است که توسط آنتون چریموف (Anton Churyumov) توسعه یافت. آنتون فارغ التحصیل دانشگاه تحقیقات هسته ای روسیه می باشد. بایت بال در 25 دسامبر 2016 راه اندازی شد. بایت بال بر پرداخت های مشروط و قراردادهای قابل خواندن توسط انسان تمرکز می کند. این شبکه اقدامات ساده را به صورت تعاملی انجام می دهد. از جمله این اقدامات می توان به قراردادها و موافقت نامه های هوشمند قابل خواندن توسط انسان از طریق روبات های گفتگومحور و اوراکل های زنجیره ای اشاره کرد.

در مقایسه، قراردادهای هوشمند اتریوم پیچیده تر و قابل خواندن برای برنامه نویسان هستند. آنان منطق دقیق تجارت سازمانی را هدف قرار می دهند. در حالیکه بایت بال برای استفاده روزمره در نظر گرفته شده است.

داده های ذخیره شده در گراف جهت دار غیر مدور بایت بال به کاربران اجازه می دهد تا داده های یکدیگر را با اتصال آن به واحدهای پیشین اطلاعاتی سایر کاربران ایمن کنند. کارمزدها متناسب با میزان منابع مصرف شده خواهند بود، که در این حالت برابر با حجم تراکنش ها به بایت می باشد. این مانع ورودی همان مکانیزم ضد اسپم بایت بال است. این مانع به خوبی مشکلات ذخیره سازی را برای کاربر و هزینه ذخیره سازی در شبکه را نشان می دهد.

 

رمزارز بایت (byte)

رمزارز بومی بایت بال نیز بایت (byte) است. بخشی از کارمزدها به ناظران شبکه یا همان “شاهدان” تعلق می گیرد. فرد باید مبلغ ثابت 1 بایت را برای ذخیره 1 بایت داده های تراکنش بپردازد.

شاهدان افراد قابل شناسایی عمومی با هویت واقعی هستند که بر هر معامله مهر تأیید می زنند و از یکپارچگی زنجیره اصلی اطمینان حاصل می کنند. افراد می توانند نمایندگان را از طریق رابط کاربری کیف پول خود، درست شبیه به کیف پول نانو، انتخاب نمایند. برای هر تراکنش، 12 شاهد وجود دارد.

این کیف پول همچنین امکان ارسال بایت به حساب های ایمیل یا از طریق برنامه های چت مانند واتس اپ یا تلگرام را فراهم می سازد. بلک بایتس (BlackBytes) ارز مکملی است که برای تراکنش های همتا به همتا به صورت کاملاً ناشناس و غیرقابل ردیابی استفاده می شود.

 

آیوتا (IOTA)

آیوتا” در اصل از یک ابتکار سخت افزاری (JINN) با هدف تولید یک ریزپردازشگر سه گانه با قابلیت پشتیبانی سخت افزاری برای محاسبات توزیع شده عمومی شکل گرفت. این ارز به عنوان پایه و اساس دستگاه های اینترنت اشیاء و در نهایت برای استفاده بهینه از فناوری های هوش مصنوعی متولد شد.

” JINN” اولین بار در 23 سپتامبر 2014 در انجمن NXT اعلام شد. متعاقباً تبدیل به IOTA شد که منجر به تأسیس بنیاد آیوتا (IOTA Foundation) گردید. این بنیاد به عنوان یک مؤسسه غیر انتفاعی مستقر در برلین در سال 2017 راه اندازی شد.

این بنیاد به توسعه استانداردهای صنعتی و پروتکل های باز مورد نیاز برای زیرساخت اینترنت اشیا می پردازد. زیرساخت اینترنت اشیاء (IoT) به عنوان ستون فقرات اقتصاد ماشینی شناخته می شود. در این تلاش، گراف جهت دار غیر مدور بوجود آمده در آیوتا (که به آن “tangle” یا گره می گویند) اساساً متفاوت از سایر رمزارزهاست. نمی توان این گراف را با استانداردهایی یکسان ارزیابی کرد.

انبوه گره ها (tangle) در شبکه آیوتا (IOTA)
انبوه گره ها (tangle) در شبکه آیوتا (IOTA)

رویکرد غیر متعارفی که آیوتا مدّ نظر قرار می دهد دقیقاً متناسب با وضعیت امروزیِ اینترنت اشیا است. مشکلات ناشی از گسترش شدید آسیب ها در بین دستگاه های متصل تنها در سال 2017 چهار برابر شده است.

سرگی پوپوف، دکترای ریاضیات دانشگاه مسکو و یکی از بنیانگذاران اصلی پروژه آیوتا، مقاله ای را در 12 مه منتشر کرد و اظهار داشت: «این گره ها (tangle) در آیوتا در واقع یک ماشین انتزاعی از نوع ریزوماتیک (rhizomatic) هستند که “پیوسته بین زنجیره های هدف ارتباط برقرار می کند”.

این مقاله همچنین جنبه های نظری بازی بازیکنان “خودخواه” را در درون این گره ها تحلیل کرد. در شبیه سازی ها نشان داده شد که یک “تعادل نش” (Nash equilibria) به صورت “تقریباً متقارن” در نحوه کارکرد گره ها وجود دارد. به عبارت دیگر، این مقاله نشان داد که بازیکنان “خودخواه” چگونه با شبکه همکاری می کنند و استراتژی های مشابهی با  استراتژی های “دلخواهشان” را اتخاذ می کنند.

 

هماهنگ کننده موجود در آیوتا (Coo)

هماهنگی میان پروتکل Coo و نودهای ورودی یک فرآیند دو طرفه است. چرا که هماهنگ کننده ( Coordinator) دقیقاً تراکنش های با ارزش صفر را به همان شیوه صادر می کند که نودها به همان طریق به بررسی همان هماهنگ کننده (Coo) می پردازند. نودها بررسی می کنند که هماهنگ کننده طبق اصول تراکنش ها با اهداف تعاملی و تعیین شده فعالیت کند.

گره موجود در آیوتا با قابلیت گراف جهت دار غیر مدور، فضایی تصادفی (stochastic space) از “ناسازگاری” تصادفی را ایجاد می کند. سپس نمونه های توزیع احتمالاتی را در یک مدل آموزشی برای دستیابی به سازگاری در سراسر شبکه اجرا می کند.

این امر در نهایت در مجموعه ای از شبکه های خودکفا انجام می شود که در مکانیزم های مشترک و اصول تعریف شده پروتکل به هم متصل می شوند. این امر در واقع بر اساس لازمه موقعیتی یا تقاضا برای یک منبع خاص صورت می پذیرد. زیرا گره های فرعی می توانند به صورت پویا جدا شده و دوباره به گره اصلی وصل شوند.

در ساختار منحصر به فرد اطلاعات در این گره ها هیچ بلاکی وجود ندارد که به طور متوالی بر روی بلاک های قبلی داده های تراکنش ایجاد شود. در عوض هر تراکنش باید دو تراکنش دیگر را برای بررسی و تأیید به هم متصل کند. این امر باعث افزایش کاراییِ کاربر و ماینر می شود. دیگر نیاز نیست که نقش آنها به عنوان افرادی ناهمگون در اکوسیستم با علایق بعضاً متفاوت جدا گردد.

بدین ترتیب، امکان پردازش همزمان تراکنش ها نیز در گردابی از شبکه های متصل فراهم می گردد که به طور تصاعدی زمان تأیید را کاهش می دهد. به دلیل محدودیت اندازه بلاک، هیچ گونه تراکنش تأیید نشده ای نیز وجود نخواهد داشت.

 

ویژگی های مثبت شبکه آیوتا

در طراحی آیوتا، سرعت بر انسجام ترجیح داده می شود. این در حالی است که مقیاس پذیری به صورت نامحدود امکان پذیر شده (یعنی سرعت تابعی از اندازه شبکه است) و اجماع به صورت فرآیندی رو به جلو شامل “ستاندن-کشیدن-گره زدن” (به جای راستی آزمایی-اعتبارسنجی-هش- ضمیمه) به دست می آید. اجماع به کمکِ تصویربرداری (snapshot) دوره ای انجام می گیرد که مانده های صفر باقیمانده را  حذف می کند.

فرآیند انتخاب نوک (tip: همان تراکنش ورودی) برای تأیید صحت تراکنش های ورودی، باعث می شود که این تراکنش ها در برابرِ تاریخچه ای از گره های پیشین راستی آزمایی شوند. با ورود یک تراکنش به گره (tangle) به صورت یک شاخه (branch) در خواهد آمد. این بدان معناست که این تراکنش با افزایش قابلیت اطمینان و جاسازی عمیق تر درون شبکه، منتظر می ماند تا مجدداً توسط همان فرآیند انتخاب شود تا در فرآیند راستی آزمایی دیگر تراکنش ها شرکت کند.

 

ایجاد اجماع

تعریف کنونی “اجماع” بسیار ساده است: هر تراکنشی که با یک علامت نشان گذاری شود (تراکنشی با اعتبار صفر) مقبول است، و دیگر تراکنش ها مورد تأیید نیستند. این مفهوم به خصوص در مرحله رشد شبکه از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا در غیر این صورت، یک هکر می تواند به راحتی از شبکه سوءِ استفاده کند. در هنگام حمله به شبکه، این هکرها می توانند به سادگی با ارجاع به تراکنش های پیشین خود اقدام به “دو بار پرداخت” (double-spending) نمایند. بدین ترتیب، ازدحامی پیش می آید و نفوذ به شبکه آسان میشود.

توکن IOTA در این صورت تنها از طریق ساختار گردشی اصلی خود می تواند به جایگاه خود برسد. زمانی این مهم تحقق می یابد که مجموعه گره های شبکه به اندازه کافی قدرت بگیرند و بتوانند خود را در برابر حملات مقاوم سازند. این اتفاق نیازمندِ آن است که شبکه به حجم وزنی کافی از تراکنش های مرجوع برسد. در نتیجه، زنجیره مارکوف (Markov chain) خواهد توانست تا به سادگی عملیاتی شود.

 

روش های نوین برای تحقق اجماع

روش های مونت کارلو (Monte Carlo) در زنجیره مارکوف عبارتند از مجموعه الگوریتم هایی که در تحلیل بیزی اطلاعات (Bayesian data analysis) مورد استفاده قرار می گیرند. در این روش تحلیل، مدل هایی با ادغام هزاران عامل مختلف براساس توزیع پیچیده احتمالات بررسی می شوند.

تحلیل بیزی اطلاعات در کل توانسته است به عنوان روشی مناسب برای حلّ مسائل پیچیده شناخته شود.  این مسائل از این بابت پیچیده تلقی می شوند که عدم قطعیت در آنها بسیار زیاد بوده و باید محاسبه گردد. شاید بتوان از این روش به عنوان کارآمدترین روش نام برد. هرچند، این روش از لحاظ محاسباتی بسیار دشوار است.

جالب است بدانید که در آپریل 2017، “سرگی پوپوف” و پروفسور گیدن سامید (Gideon Samid) نیز در این رابطه مقالاتی را منتشر کرده اند. در این مقالات، آنان پیشنهاد دادند که روش های هش رمزنگاری شده کنونی با پیچیدگی های شبه تصادفی بتوانند جایِ خود را به تابع های محاسباتیِ ساده تر دهند. این اتفاق تنها از طریق میکرو پردازشگرهایی محقق خواهد شد که در بالا ذکر شدند. همچنین باید در آینده از شبکه های بزرگتری (با خوشه های در هم اطلاعاتی بیشتر) استفاده کرد.

 

ارزهایی با قابلیت استخراج از طریق گراف جهت دار غیر مدور

هر دو ارز نانو و آیوتا از پیش استخراج شده اند و عرضه ثابت دارند. با اینحال، میتوان با استخراج ارز مونرو (Monero) به توکن های دو ارز پیشین دست یافت. می توانید این کار را تنها برای مشاهده توانایی اجرایی آزمایش کنید.

البته رمزارزهایی نیز براساس DAG وجود دارند که امکان استخراج کارآمد و توزیع یافته را میسر می سازند. یکی از این رمزارزها برست کوین (Burstcoin) است. این پروژه در سال 2014 از دلِ NXT شکل گرفت. البته این ارز دیجیتال دارای برنامه نویسی منحصر به فرد خود است و از طریق الگوریتم اجماع “اثبات ظرفیت” (Proof-of-Capacity) تراکنش های خود را تضمین می کند. این کار با استفاده از امکانات سخت افزاری اندک و ارزان انجام می پذیرد.

همچون شبکه لایتنینگ، شبکه “برست” نیز از یک بلاکچین اصلی برای بایگانی و تنظیم تراکنش های DAG خود استفاده می کند. به این لایه “دیماکسیون” (Dymaxion)   گفته میشود. پس از تأیید و تنظیم تراکنش ها، آنان به زنجیره اصلی ارسال می گردند.

هر کدام از کانال های تراکنش موجود در این لایه می توانند توسط عواملی معمولی باز شوند. از جمله این عوامل می توان به طول مدت معین، اَبَرارز مورد استفاده توسط “برست”، سطحِ گمنامی، اندازه شبکه و غیره اشاره کرد.

دگر (Dagger) نیز از دیگر پروژه هایی است که اجازه استخراج با CPU و GPU را فراهم می کند. این شبکه در 5 ژانویه 2018 راه اندازی شد. “دگر” شبیه به دیگر ساختارهای اینچنینی دارای بلاک های جفت، و تراکنش ها و آدرس هایی در یک واحد تک می باشد.

 

سخن پایانی در مورد گراف جهت دار غیر مدور

در مجموع، هر سه اکوسیستم گراف جهت دار غیر مدور از نظر اهداف و کاربرد متفاوت از یکدیگرند. با اینحال، آنان دارای خصوصیات مشابهی نیز هستند. یکی از انتقادات همیشگی در مورد خصوصیت “مرکزیت” در گراف های جهت دار غیر مدور است.

ابتدا مهم است که معنی و مفهوم تمام این لغات (غیر متمرکز، توزیع یافته و غیره) کاملاً مشخص شوند. سپس باید تمام اجزای ساختار یک شبکه را بررسی کرده، و آنگاه تصمیم بگیریم که کدام عوامل منجر به تمرکززدایی یا مرکزیت یافتنِ یک شبکه می شوند. حتی باید ببینیم که کدام عملکردها به کدام قسمت ها واگذار می شوند. در نهایت، باید به چینش و ارتباط این عوامل با یکدیگر بپردازیم.

در اینجا، هر سه پروژه گراف جهت دار غیر مدور می توانند “غیر متمرکز” تلقی شوند. این ویژگی از طریق دخیل کردنِ بیشتر افراد و نهادها، و پذیرش بیشتر پروژه از سوی آنان تحقق می یابد. هم اکنون، پروژه “نانو” در اختیار چند بستر نمایندگی است. “بایت بال” به چندین شاهد متکی است که باید بر شبکه اصلی نظارت کنند. “آیوتا” نیز توسط یک تنظیم کننده مرکزی (بنیاد IOTA) هدایت میشود. این بنیاد تضمین کننده فعالیت این شبکه طبق پروتکل هاست.

انگیزه استفاده از گراف جهت دار غیر مدور تنها به سود آنی به واسطه استخراج با روش”اثبات کار” محدود نمیشود. این گراف همچنین می تواند به هزینه های سازمان ها نیز کمک کند. از این پس، این شرکت ها می توانند از گراف جهت دار غیر مدور برای حلّ مشکلات پیچیده سازمانی خود استفاده کنند.

 

پست های مرتبط

چرا باید از بلاکچین استفاده کرد؟

سردبیر والبی

دامیننس بیت کوین چیست؟

سردبیر والبی

آشنایی با درآمد غیر فعال از طریق رمزارزها

سردبیر والبی

درج دیدگاه

error: اجازه کپی ندارید