آموزش تحلیل فاندامنتال ارز دیجیتال
والبی بلاگ » آرشیو پست ها » آموزش » تحلیل فاندامنتال چیست؟
آموزش آموزش تحلیل

تحلیل فاندامنتال چیست؟

اگر بخواهیم به زبان ساده تحلیل فاندامنتال را توضیح دهیم باید بگوییم این نوع تحلیل به بررسی بسترها و شرایط حاکم بر شرایط اقتصادی می پردازد که یک شرکت در آن بستر مشغول به فعالیت است. مثلا برای بررسی یک شرکت تولید کننده شکر اگر بخواهیم از تحلیل فاندامنتال استفاده کنیم، باید میزان صادرات و واردات شکر، میزان تولید داخلی، شرایط تولید مواد اولیه، میزان استقبال عموم مردم در آینده و مسائلی از این دست را مد نظر قرار داد. با بررسی این فاکتور ها و عوامل به صورت کلی می توان آینده ی یک شرکت را متصور شد. حال با این پیش زمینه، اجازه دهید این نوع تحلیل را به صورت جامع بررسی کنیم.

معرفی تحلیل فاندامنتال

تحلیل فاندامنتال، بررسی نیروهای اساسی و مهم تاثیرگذار بر اقتصاد، صنعت و سازمان ها است. مانند دیگر انواع تحلیل ها، این نوع تحلیل نیز به دنبال پیش بینی و سود بردن از تحرکات قیمت است. تحلیل فاندامنتال در سطح سازمانی به بررسی اطلاعات مالی، مدیریت، جنبه های کسب و کار و رقابت در بازار می پردازد و در سطح صنعت، نیروهای عرضه و تقاضا را بررسی می کند.

در سطح اقتصاد ملی تحلیل فاندامنتال، بر روی اطلاعات اقتصادی برای ارزیابی وضعیت اقتصاد در حال و آینده تمرکز می کند. این تحلیل، اطلاعات مربوط به سه سطح گفته شده را ترکیب کرده و ارزش سهام و دارایی ها در آینده را پیش بینی می کند. تحلیلگران فاندامنتال عقیده ندارند که قیمت همه چیز را منعکس می کند در نتیجه به توصیه های مدلسازی گام تصادفی اهمیتی نمی دهند. مدل سازی گام تصادفی یا ولگشت، رفتار یک مسیر تشکیل شده از گام های تصادفی را با استفاده از ریاضیات مطالعه می کند.

تحلیل فاندامنتال چگونه انجام می شود؟

اگرچه روش دقیق و مشخصی برای تحلیل فاندامنتال وجود ندارد، ولی ما یک مسیر کلی برای آشنایی بیشتر با این نوع تحلیل ارائه می دهیم. این مسیر شامل یک رویکرد بالا به پایین است که از بررسی اقتصاد کلان شروع می شود سپس به بررسی گروه های صنعتی می پردازد و در نهایت به یک گروه مشخص و محدودی از سازمان ها می رسد. در این نوع تحلیل، گروه های صنعتی باید با یکدیگر مقایسه شوند و سازمان ها نیز با هم گروهی هایشان. برای مثال بیت کوین با اتریوم مقایسه می شود نه با نفت یا مخابرات.

بررسی اقتصاد

در رویکرد بالا به پایین در درجه ی نخست باید به بررسی اقتصاد به صورت کلی پرداخته شود. اقتصاد کل شبیه یک جزر و مد است و صنعت ها و شرکت ها همانند قایق. زمانی که اقتصاد گسترش می یابد، بیشتر گروه های صنعتی و سازمان ها از آن نفع می برند و زمانی که اقتصاد سقوط می کند یا دچار بحران می شود، بیشتر صنایع و کسب و کارها متحمل رنج می شوند. بسیاری از اقتصاد دانان وضعیت اقتصاد را مرتبط با نرخ بهره می دانند. در حقیقت نرخ بهره یک شاخص پیشرو برای بازار است. نرخ بهره یعنی درصد پاداش پرداختی برای پول بعد از یک تاریخ معین. در اقتصاد های توسعه یافته کاهش نرخ بهره به منظور محافظت از رشد اقتصادی انجام می شود. پس بررسی نرخ بهره می تواند در تحلیل و تفسیر وضعیت اقتصادی به صورت کلان بسیار موثر باشد.

بررسی صنعت

حال زمانی که وضعیت اقتصاد مشخص شد نوبت تحلیل صنایع گوناگون می رسد. منظور این است که صنایعی باید در نظر گرفته شوند که بیشتر از رشد یا انقباض اقتصادی تاثیر مثبت بپذیرند و سود بیشتری را عاید سرمایه گذار کنند. به عنوان مثال در اقتصاد در حال پیشرفت، صنایع مربوط به تکنولوژی یا بیوتکنولوژی ممکن است بیشتر از بقیه رشد کنند در صورتیکه در اقتصاد رو به زوال، قیمت سهام شرکت های حوزه ی صنایع مربوط به مواد خام یا انرژی ممکن است افزایش یابد.

بررسی سازمان

پس از تشخیص صنعت مورد نظر، باید تحلیل را به بررسی سازمان ها محدود کرد. برای کوچکتر کردن لیست سازمان ها، تحلیلگران معمولا به سراغ رهبران یا نوآوران بازار می روند. برای تشخیص سازمان پیشرو در آینده، بایستی دانست که رهبر کنونی کیست، تعادل قدرت در چه شرایطی به هم خواهد خورد، محدودیت های ورود به بازار چیست و … . موفقیت آتی بستگی به این دارد که حاشیه ی سود، سهم بازار، میزان نوآوری و تکنولوژی مورد استفاده به چه صورت است.

مزایای تحلیل فاندامنتال

از طریق این تحلیل می توان روند بازار در طولانی مدت را پیش بینی کرد. قدرت شناسایی و پیش بینی روند اقتصاد، جمعیت، تکنولوژی و مصرف در بلند مدت می تواند برای سرمایه گذاران صبوری که صنعت و سازمان درست را تشخیص داده اند، سود آور باشد.

به نظر می رسد بتوان از تحلیل فاندامنتال برای تشخیص سازمان هایی که ارزش خوبی نشان می دهند بهره برد. با استفاده از این تحلیل امکان یافتن سازمان ها یا بازارهای با ارزش و قدرتمند میسر می گردد.

با بکارگیری این نوع تحلیل می توان به درک درستی از کسب و کار رسید. درست است که این روش از تحلیل و تحقیق، زحمت و دردسر فراوان همراه خود دارد ولی با تمرین و ممارست می توان به محرک های اصلی سود و درآمد پشت یک بازار دست یافت. علاوه بر شناخت صنایع و کسب و کارها، درک محرک های کلیدی ارزش و شناسایی سازمان ها و بازارها با پتانسیل بالا نیز مقدور می شود.

در نهایت اینکه تحلیلگران فاندامنتال قادر هستند دسته بندی مناسبی از سازمان ها و بازارها برای خود ایجاد کنند. به عنوان مثال خرده فروشان اینترنت در حقیقت شرکت اینترنتی نیستند بلکه خرده فروش عادی هستند. شناخت و دسته بندی مناسب سازمان ها و بازارها در ارزیابی و ارزش گذاری بسیار تاثیرگذار است.

نقاط ضعف

این نوع تحلیل ممکن است بینش بسیار خوبی از بازار بدهد ولی می تواند بسیار بسیار زمان بر نیز باشد. مدل های زمان بر این نوع تحلیل، ممکن است به گونه ای ارزش گذاری انجام دهند که با قیمت کنونی مغایرت داشته باشد. زمانی که این اتفاق می افتد، تحلیلگر ادعا می کند که همه چیز غلط است و بازار خلاف جهت پیش می رود. در این مورد، زیر سوال بردن همه چیز ممکن است زیاده روی باشد.

محدودیت تکنیک های ارزش گذاری

تکنیک های ارزش گذاری وابستگی زیادی به نوع صنعت و بازار مورد مطالعه دارد. به همین خاطر بررسی صنایع مختلف نیازمند تکنیک های متفاوت نیز هست. از این جهت میزان و امکان مطالعه و بررسی بسیار محدود شده و در عین حال زمان بیشتری می طلبد. به عنوان مثال، مدل مبتنی بر اشتراک برای تحلیل شرکت های ارائه دهنده ی خدمات اینترنت بسیار مناسب است ولی در صنعت پتروشیمی کاربردی ندارد. بدین معنی که اگر میزان اشتراک دهی و ثبت نام در یک شرکت ارائه دهنده ی خدمات اینترنت افزایش یابد نشان از موفقیت و رشد این شرکت است ولی در شرکت فعال در حوزه پتروشیمی اساسا اشتراک دهی و ثبت نام وجود ندارد.

زمانی که ارزش گذاری بازار چیزی بیشتر از حالت معمول آن را نشان می دهد، فشار زیادی برای تطبیق این رشد و نظریات فراوانی برای توجیه این مساله به وجود می آید. ممکن است ارزش گذاری یک دارایی اساسا اشتباه باشد، در این صورت شاید حق با ضرب المثل وال استریتی باشد که می گوید: ارزش یک دارایی همان مقداری است که یک نفر حاضر است برای آن پول بپردازد. معنی این ضرب المثل این است که اساسا ارزش گذاری امری بی معنا و غیر کاربردی است. همین که قیمت در یک بازار شروع به نوسان می کند فرضیات زیاد و بعضا متناقضی ظهور می کنند. به کدام باید باور داشت؟ به قیمت بازار یا نظریات تحلیل گر؟

نتیجه گیری

تحلیل فاندامنتال می تواند ارزشمند باشد ولی باید با احتیاط زیادی صورت گیرد. در نظر داشته باشید که همه افراد ممکن است به نوعی تمایلات و دید کلی خود را داشته باشند. تحلیلگران نیز از این قاعده مستثنی نیستند. این مساله هیچ مشکلی ندارد و ارزیابی تحلیل گر می تواند ارزشمند باشد. بیانات شرکت ها و اخبار اقتصادی می تواند بسیار کمک کننده باشد ولی باید با درصد مناسبی از شکاکیت خوانده شود تا درست از غلط مجزا گردد. در حقیقت تحلیل گران باید خوانندگان حرفه ای باشند تا بتوانند اطلاعات مفید را استخراج کنند و از هجویات و آمار اشتباه چشم پوشی نمایند.

پستهای مرتبط

الگوی بازگشتی دو قله (Double Top Reversal)

سردبیر والبی

نحوه ثبت نام در استخرهای استخراج کاردانو

سردبیر والبی

قوانین جان مورفی در تحلیل تکنیکال

سردبیر والبی

درج دیدگاه

EnglishIran