آموزش تحلیل تکنیکال
والبی بلاگ » آرشیو پست ها » آموزش » تحلیل تکنیکال چیست؟
آموزش آموزش تحلیل آموزش تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال به معنی پیش بینی حرکات قیمت بر اساس تحرکات قبلی است. مانند پیش بینی آب و هوا، تحلیل تکنیکال نیز به صورت مطلق آینده را پیش چشمان ما نمی آورد. به جای آن، تحلیلگران تکنیکال می توانند به سرمایه گذاران برای تشخیص نسبی تغییرات قیمت در طول زمان کمک کنند. این تحلیلگران از انواع مختلف نمودارها که قیمت را در طول زمان نشان می دهد استفاده می کنند. تحلیل تکنیکال در بازار سهام، شاخص ها، بازار ارز دیجیتال، کالاهای اقتصادی و هر چیز قابل داد و ستدی که قیمت آن تحت تاثیر عرضه و تقاضا باشد قابل استفاده است.

اطلاعات قیمت یا به قول جان مورفی فعالیت بازار، نشانگر قیمت باز شده، قیمت بسته شده، بالاترین و پایین ترین قیمت در بازه زمانی مشخص است. این بازه ی زمانی را اصطلاحا تایم فریم (timeframe) گویند. تایم فریم می تواند دقیقه ای باشد (۱-دقیقه، ۵-دقیقه، ۱۰-دقیقه، ۱۵-دقیقه، ۳۰-دقیقه.) یا ساعتی (۱-ساعته، ۴-ساعته) یا روزانه و حتی بیشتر یعنی به صورت هفتگی و ماهیانه باشد. بدین معنی که مثلا در ماه گذشته بالاترین قیمت و پایینترین قیمت دارایی مورد نظر چقدر بوده است. حال این تایم فریم ماهانه خود شامل ۴ تایم فریم هفتگی است. که هر کدام تغییرات قیمتی خاص خود را تجربه کرده اند و به همین صورت برای روزانه و کمتر.

 

فرضیات اصلی در تحلیل تکنیکال چیست؟

همانطور که گفته شد هر جا که عرضه و تقاضا بر روی قیمت اثر گذار باشد می توان از تحلیل تکنیکال استفاده کرد. برای تحلیل موفق باید سه فرضیه زیر را مد نظر قرار داد.

نقدشوندگی(Liquidity) بالا

بازارهایی که در آن معاملات فراوانی انجام می شود این فرصت را به تریدر ها می دهند تا سریع و آسان به معاملات خود بپردازند. بدین معنی که همیشه خریدار و فروشنده وجود دارد. و هنگامی که قیمت به کف یا به قله رسید خرید و فروش به سرعت و سهولت انجام شود. اگر میزان معاملات در آن بازار کم باشد. به معنی این است که ممکن است در مواقع مورد نیاز، خریدار یا فروشنده ای نباشد. مضافا اینکه در چنین بازارهایی قیمت معمولا بسیار پایین است. و هم چنین این خطر وجود دارد که توسط یک نفر به راحتی دستکاری شود. در چنین بازارهایی تحلیل تکنیکال نمی تواند مفید واقع شود.

دستکاری قیمت

تقسیم سهام، سود سهام و توزیع سهام مقصران اصلی و رایج در تغییر مصنوعی قیمت ها هستند. اگرچه این فعالیت ها در ارزش سرمایه گذاری تغییری ایجاد نمی کنند ولی باید گفت چون به صورت چشمگیر قیمت را تغییر می دهند، تحلیل تکنیکال را بسیار سخت و بعضا بی فایده می کنند. این تغییرات مصنوعی قیمت که از طرف نیروهای خارج از بازار ایجاد می شوند را می توان در تاریخچه ی قیمت آن سهام یا ارز مشاهده کرد. جالب این جاست که در بازار کریپتو ها دخالت کسانی که بیرون از بازار قرار دارند حتی ایجاد کنندگان آن رمزارز تقریبا غیر ممکن است. به عنوان مثال در بازار بیت کوین فعالیت تراکنش ها و تعداد نهایی بیت کوین ها از قبل برنامه نویسی شده و قابل تغییر نیست مگر اینکه یک هارد فورک صورت گیرد که از قبل اعلام می شود.

میزان استقلال بازار از اخبار در تحلیل تکنیکال

در تحلیل تکنیکال، نمی توان اتفاقات را پیش بینی کرد مثلا فوت مدیرعامل یک شرکت یا فعالیت های پول شویی و … . هر چه تاثیر گذاری این وقایع بر روی قیمت بیشتر باشد، پیش بینی قیمت سخت تر می شود. به عبارت دیگر تحلیلگران بایستی صبورانه منتظر بمانند تا تاثیر از بین برود و سپس به تحلیل خود بپردازند. در بازار ارزهای دیجیتال تاثیر پذیری بسیار کمی در مقابل این اتفاقات نسبت به دیگر بازارها وجود دارد. تصور کنید مرگ ساتوشی ناکاموتو نمی تواند در عملکرد شبکه بیت کوین تاثیر بگذارد، همان قدر بر قیمت نیز تاثیر گذار نیست.

در نظر گرفتن این فرضیات پیش از انتخاب یک بازار برای سرمایه گذاری و سپس بکارگیری تحلیل تکنیکال بسیار حائز اهمیت است. هر چقدر این فرضیات در یک بازار به صورت کامل تری صادق باشند، تحلیل تکنیکال نیز دقیق تر است.

تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال

مبانی تحلیل تکنیکال

در ابتدای قرن ۲۰، چارلز داو نظریات خود نسبت به بازار و سهام را منتشر کرد که بعد ها با کامل تر شدن آن، تحلیل تکنیکال شکل گرفت. تئوری داو از ادغام این نوشته ها شکل گرفت که از میان قواعد مختلف مطرح شده در آن، سه قانون از همه برجسته تر هستند:

  • قیمت همه چیز را در خود نشان می دهد.
  • تغییرات قیمت تماما تصادفی نیست.
  • «چه چیز» مهمتر است از «چرا».

قانون اول: قیمت همه چیز را در خود نشان می دهد

تحلیل گران تکنیکال معتقدند که قیمت کنونی، تمامی اطلاعات را در خود دارد. چون تمامی اطلاعات در قیمت بازتاب داده شده اند، قیمت باید پایه و اساس تحلیل باشد. علاوه بر این، قیمت دانش و تفکرات تمامی شرکت کنندگان در بازار را مانند تریدرها، سرمایه گذاران، مدیران سبد سرمایه، استراتژیست ها، تحلیلگران تکنیکال و فاندامنتال و … بازتاب میدهد. تحلیل گران تکنیکال از اطلاعات جمع آوری شده در قیمت برای تفسیر بازار با هدف تصویر سازی آینده، استفاده می کنند.

قانون دوم: تغییرات قیمت تماما تصادفی نیست

تحلیل گران تکنیکال معتقدند، تشخیص روند بازار امکان پذیر است. در نتیجه موقعیت درآمد زایی از طریق سرمایه گذاری و ترید کردن بر اساس روند مشخص شده، وجود دارد. چون که از تکنیک های تحلیل می توان در بازه های زمانی مختلف بهره برد، مشخص کردن روند بازار در طولانی مدت و کوتاه مدت ممکن است.

قانون سوم: «چه چیز» مهمتر است از «چرا»

تحلیل گران تکنیکال به دو چیز اهمیت می دهند:

  • قیمت الان چقدر است؟
  • تاریخچه تغییرات قیمت چگونه است؟

قیمت، نتیجه ی نهایی جنگ نیروهای عرضه و تقاضا است. هدف از تحلیل، پیش بینی مسیر قیمت در آینده است. تحلیل تکنیکال با تمرکز بر قیمت و تنها قیمت، یک رویکرد مستقیم را نشان می دهد. تحلیل گران فاندامنتال به دنبال این موضوع هستند که چرا قیمت این مقدار است، و هر چقدر که جواب ها بیشتر باشند بیشتر تردید می کنند. در حالی که تکنیکالیست ها بر «چیست» تمرکز دارند و اگر از ایشان بپرسید چرا قیمت بالا رفت؟ پاسخ می دهند: چون تقاضا بیشتر از عرضه بوده.

 

ضعف های تحلیل تکنیکال چیست؟

شخصیت خوش بینی – شخصیت بد بینی

دقیقا مانند تحلیل فاندامنتال، تحلیل تکنیکال نیز کاملا ذهنی است و بینش فردی می تواند در تحلیل وارد شود. آگاهی از این بینش در هنگام تحلیل بسیار مهم است. اگر تحلیلگر دید کلی مثبت داشته باشد یا برعکس همیشه ناراضی باشد، این دیدگاه می تواند بر روی تفسیر وی از بازار سایه بیاندازد.

امکان تفاسیر گوناگون در تحلیل تکنیکال

اگرچه استانداردهایی برای تحلیل وجود دارد. ولی در خیلی از مواقع دو تحلیلگر نسبت به یک چارت، تفاسیر و نظرات مختلفی خواهند داشت. هر دو قادرند سطوح مقاومتی و حمایتی منطقی رسم بکنند و شکست های کلیدی را برای اثبات نظر خود نشان دهند. این ممکن است خسته کننده باشد ولی گویای یک چیز است و آن اینکه تحلیل تکنیکال بیشتر یک هنر است تا علم. دیدن نیمه ی پر لیوان یا نیمه ی خالی آن، به چشمان بیننده وابسته است.

منقضی شدن

نقدی که به تحلیل تکنیکال وارد است، تاخیر آن است. زمانی که روند بازار مشخص می شود، نقاط مناسب برای وارد شدن به بازار یا خارج شدن ممکن است منقضی شده باشند.

همیشه یک مرحله ی دیگر وجود دارد

حتی زمانی که یک روند جدید شناسایی شد، همیشه یک سطح مهم دیگر وجود دارد. تکنیکالیست ها به این متهم هستند که با وجود عدم اطمینان از آینده، هیچ وقت نظرشان صد در صد رد نمی شود. اگر شخصیتشان به گونه ای باشد که در هر حالتی دید صعودی نسبت به بازار داشته باشند. همیشه یک اندیکاتور یا یک سطح دیگر هست که نظرشان را تایید کند.

پشیمانی

هیچ وقت تمامی الگوها و سیگنال ها همیشه درست نیستند. به عنوان مثال، زمانی که خط گردن الگوی سر و شانه شکسته شد به معنی سیگنال فروش است. درست است که این موضوع یک قانون می باشد. ولی ممکن است مشمول فاکتورهای دیگری مثل تکانه و حجم نیز باشد. همین طور است برای بازار ارزهای دیجیتال. به عنوان مثال یک تحلیل گر به این نتیجه می رسد که میانگین متحرک ۵۰ روزه برای بیت کوین مناسب باشد در صورتی که برای تحلیل قیمت ریپل نیاز به میانگین متحرک ۷۰ روزه است. اگرچه بسیاری از اصول تحلیل تکنیکال به صورت عمومی صادق هستند. ولی این را نیز باید مد نظر داشت که هر بازار شخصیت خاص خود را دارد.

 

نتیجه گیری

تحلیل گران تکنیکال معتقدند قیمت، تمام اطلاعات بازار را در خود دارد. و فقط بایستی آموخت که از این اطلاعات چگونه می توان استفاده کرد. در کنار تحلیل تکنیکال، نوع دیگری از تحلیل وجود دارد با نام تحلیل فاندامنتال که روش ها و اصول و تایم فریم جداگانه ای را در بر میگیرد. بسیاری از تحلیلگران از هر دوی این روش های تحلیل برای پیش بینی حرکت قیمت استفاده می کنند. برخی با تمرکز بیشتر بر روی تحلیل فاندامنتال و برخی دیگر با تمرکز بیشتر بر روی تحلیل تکنیکال. مشخصا هر کدام مزایا و معایب خود را دارند. بنابراین بایستی بر اساس هدف و شخصیت خود به آن مقداری که مورد نیازتان هست از این دو روش تحلیل استفاده نمایید.

 

 

پست های مرتبط

آموزش استیک کاردانو

نحوه سرمایه گذاری در Compound

سردبیر والبی

مستر نود (Masternode) چیست؟

تیم تحریر دوم

درج دیدگاه

error: اجازه کپی ندارید